به بهانه آلبوم شهر من بخند: گفتگوی کمپین ملی شهری ایران با گروه موسیقی پالت

پالت برای نمایش روایت ناتمام یک فصل معلق به کارگردانی هومن سیدی که در ۱۳۹۱ به روی صحنه رفت آهنگ ساخت. پس از آن آهنگ والس شماره ۱ را منتشر کرد. سپس آلبوم آقای بنفش را در شهرکتاب مرکزی منتشر کرد که با استقبال مواجه شد. چند ماه بعد در پایان فیلم ماهی و گربه ترانه‌ای به نام باد مارا با خود خواهد برد را اجرا کردند و در ادامه مشغول کنسرت در ایران و تورهایی در اروپا و آمریکا شدند. آلبوم جدید این گروه، شهر من بخند نام دارد که دارای 12 قطعه بوده و در 26 اردبیهشت ۹۴ منتشر شد. امید نعمتی خواننده و روزبه اسفندارمز سرپرست گروه موسیقی پالت از لبخند شهرشان با کمپین ملی شهری ایران می‌گویند.

IMG_8178

از راست: روزبه اسفندارمز-امید نعمتی

موسیقی شما رابطه نزدیکی با شهر دارد، دلیل این ارتباط چیست؟
امید نعمتی: اسم آلبوم ما “شهر من بخند” است و دلیل انتخاب این اسم تعلق خاطری است که ما به شهر داشتیم.
من و روزبه (روزبه اسفندارمز) در دوران دانشجویی هرچند در رشته‌های متفاوتی تحصیل می‌کردیم، اما کارهای مشترک مثل ساخت موزیک و تئاتر را باهم انجام می‌دادیم. این جریان‌ها مربوط به 10سال پیش است. یادم می‌آید، همیشه بعد از کار، مسیر طولانی را پیاده‌روی می‌کردیم. مغازه‌ها را نگاه می‌کردیم و این برای ما یک دغدغه بود. همیشه در دوران دانشجویی دوست داشتم سوار اتوبوس بشوم، در اتوبوس کتاب بخوانم و مردم را نگاه کنم، این برای من خیلی هیجان انگیز بود. پیدا کردن مکان‌های جذاب تهران، رستوران‌های عجیب و جاهایی که وسایل خاصی می‌فروشند.
روزبه اسفندارمز: یادم است از بچگی به بهانه خریدن کتاب مدام به چهارراه ولیعصر و انقلاب می‌رفتم، مجذوب شلوغی آن قسمت شهر بودم. این شلوغی! مسئله خیلی جالب در مورد شهر تهران این‌ است که دقیقاً همین مسائلی که خیلی وقت‌ها در تهران باعث عصبانیت آدم می‌شود، ممکن است وقتی که مدتی دور شوید از آن‌ها، دلتنگی ایجاد کنند. این تضادی است که در تهران وجود دارد.
امید نعمتی: تهران شهر تضادهاست مثلِ هوای آن. چند ماه در زمستان هوا آنقدر آلوده است که واقعاً جای نفس کشیدن و زندگی کردن نیست. اما درست نزدیک عید آنقدر هوا خوب می‌شود که با خودت می‌گویی اینجا بهترین جا برای زندگی کردن است.
این تضاد همه جای تهران وجود دارد. در آدم‌ها و در زندگی‌ها. تمام این مسائل برای من جذاب هستند. من نسبت به تهران تعصب دارم. وقتی مردم غیر ایرانی در مورد رفتار مردم بدگویی می‌کنند، من ناراحت می‌شوم. مثلاً در مورد طرز رانندگی ایرانیان خیلی می‌شنویم، “تهران با اون رانندگی کردنشون”، ولی من فکر می‌کنم تمام این ویژگی‌ها جذابیت‌های توریستی کشور ما است. این‌ها متعلق به تهران است من این‌ چالش‌ها رو پذیرفتم و دارم در تهران زندگی می‌کنم.
روزبه اسفندارمز: شهر تهران آدم را به فکر وا می دارد! تهران شهر زنده‌ای است و به مردمانش زندگی می‌بخشد. باید این موضوع را به مردم یادآوری کرد که این شهر زنده است و نفس می‌کشد. باید هوای شهرمان را داشته باشیم.

IMG_8222

اسم آلبوم نیز با توجه به این هدف گذاشته شده است؟
امید نعمتی: همه‌چیز خیلی ناخودآگاه جلو رفت. زمان تهیه آلبوم به طور ناگهانی متوجه شدیم که 5- 6  موزیک، در ارتباط با کلمه شهره و یا به‌طور مستقیم به شهر اشاره دارد. در همان زمان مفهوم “شهر من بخند” به ذهنم خطور کرد. به دنبال آن، شعری با توجه به این اسم گفتم و بعد متوجه شدیم که “شهر من بخند” بهترین اسم برای آلبوم خواهد بود و جالب است که حتی ترانه‌های عاشقانه آلبوم هم عشقی در امتداد شهر را توصیف می‌کند.
در‌واقع می‌توان گفت که مفهوم شهر، مفهومی است که این روزها در بسیاری از موزیک‌های نسل ما دیده می‌شود. این خواست جمعی جامعه است که باید از‌نظر جامعه‌شناختی بررسی شود. چرا ناگهان یک سری افراد با هم توجهشان به شهرشان جلب می‌شود؟ منشا این جلب توجه چیست؟ امروز در خیلی از هنرها موضوع تهران مطرح است. این نشان دهنده یک اتفاق مهمه!!!

چرا شهر من بخند؟
روزبه اسفندارمز: خود اسم “شهر من بخند” جالب است و درون مفهوم آن تضاد وجود دارد. تفسیرها از ” شهر من بخند” متفاوت است. عده‌ای معتقدند که “شهر من بخند” یعنی شهری که دارد نابود می‌شود بخندد، اما یک عده فکر می‌کنند ما این کار را از روی لودگی انجام دادیم. این دقیقاً همان تضادی است که در موردش صحبت کردم. آدم‌ها هنوز دغدغه شهری ندارند، بیگانگی شهر کنار رفته و آدم‌ها با شهر آشتی کردند . بعضی‌ها تفکرمی‌کنند، بعضی‌ها هم تفکر نمی‌کنند. اما آلبوم ما تبدیل به یک خواست جمعی شد، خیلی از ایرانی‌ها درموردش فکرکردند و این مسئله قابل توجهی است. من همیشه فکر می‌کردم که فقط منم که عاشق راه رفتن در چهارراه ولیعصر هستم.

امید نعمتی: “شهر من را مردمش حرف نشنیدند و پند ، شهر من را کودکی در چهارراهی کرده بند”
نوشتن شعر “شهر من بخند” کار دشواری بود. شعری که در مورد تهران حرف می‌زند. کار سختی است! شعری که بخواهد همه چیز را در مورد تهران بگوید. حرف زدن از تعلق خاطر به خیابان‌های تهران مثل چهارراه ولیعصر، میدان انقلاب. من هر جای دنیا باشم دلم برای ساندویچ های انقلاب تنگ می‌شود. این شهر با این المان های مختلف، خانه من است.اگر ازش دور باشم، دلم برایش تنگ می‌شود و گاهی هم از آن دلگیر می‌شوم.
تهران شهری تکه تکه است و هر قسمت تهران، جذابیت خاص خودش را دارد، تنوع دارد. ما کلا آدم‌های اهل سفری هستیم. البته بعد از تشکیل پالت هم سفرهای بسیار زیادی کردیم. در تور امریکا هر شب در یک شهر بودیم. ولی همه ما معتقدیم که تهران جای ویژه‌ای است. تهران شبیه نیویورک بود. بعضی شهرها اول که واردشان میشدیم همه چیز خیلی خوب به نظر می‌رسد. هوای خوب، خلوت و بعد از چند روز احساس می‌کردی که چه قدر حوصله سر بر و خالی از هیجان هستند. ما به شهرهای آرام عادت نداریم. مثلا یک جزیره‌ای بین فرانسه و ایتالیا رفتیم که واقعا عین بهشت بود ولی بعد از چند روز اقامت متوجه شدیم به عنوان کسانی‌ که در یک کلان شهری مثل تهران بزرگ شدیم نمی توانیم در شهر آرومی مثل آنجاها زندگی کنیم.
روزبه اسفندارمز: بعضی از این شهرها آنقدر ساکت‌اند که انگار  صوتی در گوش آدم ایجاد می‌کنند. بعد متوجه شدم محیطی که آدم در آن بزرگ می‌شود خیلی تاثیر گذار است و به اقتضای همین ما از شهرمان انتظار میزانی از صدا داریم و وقتی صدا در محیط نباشد بدن انسان برای ایجاد احساس امنیت آن صدا را تولید می‌کند. تهران درون ما زندگی می‌کند در حالی که همه می‌خواهیم از این شهر فرار کنیم.

IMG_8123

آیا شما به شهرهای ایران هم سفرکردید؟ نظرتان در مورد این شهرها چیست ؟
امید نعمتی: خیلی، من در ایران خیلی سفر کردم. ایران‌گردی کردم. از شمال تا جنوب. تنوع شهرهای ایران خیلی جذاب است و همه این جذابیت‌ها در یک خطه است. وقتی به سمت بندر ترکمن سفر می‌کنید، انگار یه کشور دیگه است. بعد می‌روید به میناب انگار باز در یک کشور دیگه ای هستید و تنوع آب و هوایی ایران استثنایی است.
در یک سفر ایران‌گردی بوشهر گرم است و فردا می‌روید سمیرم و می‌بینید که نیم متر برف آمده.
روزبه اسفندارمز: شهرهای همه کشورهای اروپایی آنقدر به هم شبیه‌اند که اگر ندانی کجایی، واقعا متوجه نمی‌شوی از یک شهر رفتی یک شهر دیگر یا حتی کشور دیگر. تنوع فرهنگی وجود ندارد، اگه هم باشد، دیده نمی‌شود، اما در ایران حتی در خط جنوبی سفرکنی، این‌قدر تفاوت فرهنگی می‌بینی که واقعا باور نکردنی است و واقعا افتخار آفرینِ کشوری که این همه آدم با فرهنگ‌ها و سلیقه‌های مختلف کنار هم زندگی می‌کنند. این در حالی است که مثلا در فرانسه این اتفاق نمی افتد.

IMG_8183

“شهر من بخند”، مردم چه برخوردی به این اسم داشتند ؟
روزبه اسفندارمز: در رابطه با این سوال باید بگویم اختلافات زیادی وجود داشت. عده‌ای به این موضوع اعتراض کردند و معتقد بودند چه کسی به ما اجازه داده تا به شهر بگوییم بخندد و برخی هم از بخش‌های مختلف شهر عکس می‌گرفتند و آن شعری که یادآور حال و هوای آن بخش از شهر بود را برای ما می‌فرستادند. هم‌راستا با زمانی که ما در تب و تاب رونمایی از آلبوم بودیم یک گرافیتی از یک صورت خندان در شهر پخش شده بود و مردم عکس این گرافیتی را برای ما می‌فرستادن.

با توجه به سفرهای زیادی که کردید، جای چه چیزی در شهرتهران خالی است؟
امید نعمتی: نسبت به یک شهر دلخواه، خیلی چیزها را کم دارد البته من شهر دلخواه ندارم. در تهران زندگی می‌کنم و قطعا شهر دلخواه من تهران است، من یکجمع ایده ال دارم.
نسبت به شهرهای مشابهش خیلی چیزا کم دارد، اما خیلی چیزها هم هست که در تهران وجود دارد و در شهرهای دیگه نیست. جذابیت‌هایی که اگر توریست بیاید دیوانه وار به آن‌ها علاقه‌مند می‌شود. اما تنها چیز مهمی که قابل توجه است وضعیت آلودگی هواست که باید درست شود. روزهای کثیف دردناک است شبیه فیلم های تخیلی است و خیلی راحت دارد آدمارو می‌کشد. البته شهرهای دیگری هم در دنیا وجود دارد مثل لس انجلس که کثیف‌اند.  اما هوای تهران می‌تواند که بهتر باشد و می تواند تهران را به جای زیباتری تبدیل کند.

IMG_8201

IMG_8202

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *