پشت دریای مدرنیته، شهری است دلخواه من، که در آن پنجره ها رو به تجلی سنت هم باز است!

ایده‌پرداز: فرشته دستواره-تهران

طی سال های متمادی به دلیل تسلط همه جانبه برنامه‌ریزی غیربومی در مدیریت شهری، گویی شهرها روح پیشین خود را ازدست داده‌اند وعلی‌رغم وجود کالبد متمایز و خیره کننده در برخی نقاط، حس تعلق به مکان در شهرهای امروزی رنگ کمتری به خود گرفته است و وجود حس غریبگی در فضاهای شهری، عدم اعتماد و نبود یک هویت جمعی مشترک در میان شهروندان موج می زند.

راستی چگونه می شود این خود تخریبی ابداعی را ریشه کن کرد؟ خودتخریبی به چه شکل! با آرمان رسیدن به توسعه شهری! اما تجسم خیالی وخلق شیوه های جدید مدرنیته که در آن‌ها توسعه برای خدمت به انسان وجود دارد، نه انسان برای خدمت به توسعه بسیار زیباست! واین آیا با پشت کردن به میراث گذشتگان و فقط یاد کردن از آن ها به عنوان یک نوستالژی تحقق می پذیرد…! مسئله یافتن راهی است که بتوان با نوآوری، مدرنیزاسیون و با حس تعلق به گذشته، حفظ ارزش ومیراث های گذشتگان به سمت توسعه راستین و آبادانی در شهرها حرکت کرد. اما چگونه!!! آیا با جستجو در آثار خلق شده در گذشته می توان راهی را برای حل مسائل شهری مثل نبود حس هویت، عدم اعتماد و عدم حس تعلق به مکان کشف کرد؟ مسیر شاید حرکت در راه مدرنیته به سمت معماری بومی که گویی درآن اندیشه ای نهفته است، که به قول حضرت مولانا ” سایه دیوار وسقف این مکان….سایه اندیشه معمار دان” !! بنابراین برای خلق فضاهای شهری انسان محور و نیز طبیعت محور، رسیدن به هویت مشترک جمعی، حس اعتماد و حس مکان در شهرها می توان به نوزایی عرصه های عمومی، ایجاد وضوح در شهرها (نور و آب)، ساخت فضاهای گفتگو محور که برای همگان قابلیت دسترسی داشته باشد، ایجاد نشانه های شاخص در خیابان ها، حفظ کاربری های خرد مقیاس و محلی باید در برنامه ها مورد توجه قرار گیرد، تا به نظم پنهان در شهرها دست پیدا کرد. رسیدن به همگرایی محلی، با احیای کاربردی ترین های گذشته، توجه به بهترین های حال و تدبیر متناسب برای آینده، در نتیجه رسیدن به رویکرد کارآمد نوین یا احتمالا نئوسنتی! ذهنیت هویت ایرانی در شهر ایرانی(یا ایرانشهر) باید با سه عنصر ایرانیت، اسلامیت و مدرنیته تعریف گردد.

26979565

156

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *