درختان شهر دلخواه من، متعلق به همه مردم است

ارسالی از مهدی شیرانی-همدان

چند سال پیش درختان کهن سال اطراف میدان مرکزی همدان را گرفته بود که متاسفانه تمام آن بی جهت قطع شد درختان زیبای شهر همدان نباید بی جهت قطع می شد درخت متعلق به همه مردم دنیاست همچنین حدود ۵ سال پیش شهرداری همدان هزینه سنگینی کرد و جوی آبی با سنگ و کاشی گران قیمت در وسط خیابان بوعلی همدان ساخت که متاسفانه امروز در حال تخریب کلی و تبدیل شدن به پیاده رو است چه تضمینی وجود دارد چند سال دیگر این پیاده رو خراب نشود.
شهر دلخواه من شهری بدون فقر است که در آن عاقلانه برنامه ریزی و هزینه می شود.

img_%db%b2%db%b0%db%b1%db%b6%db%b0%db%b9%db%b0%db%b7_%db%b1%db%b8%db%b2%db%b9%db%b2%d9%84%db%b1-2

شهر دلخواه من، باعث نشاط و شادابی است!!

ارسالی از شکوفه سروش-زاهدان

شهر دلخواه من، شهری است که فضاهای موجود در آن به ساکنان انرژی مثبت بده و باعث نشاط و شادابی بشه.  در گوشه و کنار شهر آثار و نشانه‌های فقر و فلاکت مردم دیده نشه و عاری از متکدیان و نیازمندان باشه. در شهر دلخواه من، امنیت جانی و مالی مردم تامین است و کسی دغدغه امنیت ندارد.

شهر دلخواه من، شهری که در آن دوستی‌ها چشمگیر است

ارسالی از مریم آشور-شیراز
شهر دلخواه من، شهری است که دوستی‌ها در عین اختلاف‌های قومی، جنسیتی، فرهنگی و زبانی و… چشمگیر است. شهری که در آن فقر و محرومیت وجود ندارد، شهری سراسر عدالت. شهری که در آن دموکراسی مشارکتی و انجمنی تعیین کننده سرنوشت همه است.

مسائل:

  • افزایش آلودگی‌های زیست‌محیطی در سال‌های اخیر
  • افزایش جمعیت حاشیه‌نشین
  • افزایش بی اعتمادی اجتماعی

پیشنهاد:

  • تقویت سازمان‌های مردم‌نهاد و گروه‌های مردمی جهت ارزیابی، تحلیل و ارائه راهکارها در ارتباط با مشکلات مختلف شهری
  • طرح شهردار مدرسه

 

شهر دلخواه من وجودش به وجود این مایع حیات دخیل بسته است… “آب”

ارسالی از: مهری دریجانی-بم کرمان

به نظاره نشستن بلندای تو، جریان حیات شهر را بار دیگر ممکن ساخت…صلابت حضورت تسکین شانه های لرزان شهر شد…اما اکنون قامت خمیده ات لرزه بر اندام شهر می اندازد… در پس آن استادگی، اشارتی از حیات در جریان بود که امروز در قفایش چنین قامت خم کرده ای…
شهر دلخواه من وجودش به وجود این مایع حیات دخیل بسته است… “آب”

423739568_1166311

شهر دلخواه من، مردمانی صبور دارد

ارسالی از: علیرضا صائبی-تهران

احساس مي‌كنم همشهريان عزيز من در امور روزمره زندگي عجله دارند.
فرقي نمي‌كند چه كاري … رانندگي يا حتي خوش‌گذراني … حتي براي ديدن فيلم در صف كنترل بليط!
بعضي آنقدر عجله دارند كه وقتي صبح‌ها سر كار هستند، به كار دوم خود مي‌انديشند … وقتي در كار دوم هستند به برخوردهاي شب و مسائل منزل … وقتي در منزل هستند به مسائل كاري فردا

پیشنهاد: به نظرم مي‌رسد خوب است مسئولين كارگاه‌ها و سازمان‌ها، ساعات كار همكاران خود را بصورتي موثر مديريت نمايند …
بصورتي كار به ايشان ارجاع دهند كه در زمان كار نياز باشد همه حواس خود را به انجام آن كار جمع كنند …
از سوي ديگر خوب است اگر همه ما سعي كنيم هر روز صبح برنامه آن روز را روي كاغذ يادداشت كنيم و تا شب بر اساس آن عمل كنيم …
حتما موثر خواهد بود …
البته اين‌ها راه‌حل‌هاي ساده‌اي است كه به نظرم كمي همشهريانم را از تشويش ذهني رها مي‌سازد … اما براي درمان عجله ناچاريم دست به دامن مسئولين شويم تا كمي مسائل كم ارزش‌تر مثل حرص پول يا استفاده از تمام حق فردي (در مقابل گذشت يا همدلي) يا مواردي از اين دست از دامان افكار مردم رخت بربندد كه راه ساده‌اي نيست و پيش‌نياز آن اينست كه مسئولين خود آرام باشند كه متاسفانه ملتهب هستند و ناآرا

 

شهر دلخواه من، در حال فراموشی است!!!

ارسالی از: رسول سالاری-سبزواران جیرفت

تمدن جیرفت
جیرفت سرزمینی است 4 فصل با اقلیم آب هوای خاص و بی نظیر
کوهستان های بی نظیر
درهای زیبا
و مردم خون گرم
نام یافته‌های باستانشناسی تازه‌ای‌ است که در استان کرمان در نزدیکی شهر جیرفت و هلیل‌رود به دست تیم‌های چند ملیتی باستانشناس در دست بررسی و پژوهش بود.
یافتن چنین نقطه‌ای، افقی تازه در یافته‌ها و نگاره‌های باستان‌شناسان دربارهٔ تمدن خاورمیانه گشوده است.این تمدن مربوط به هزارهٔ پنجم پیش از میلاد است و این مردم، در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل رود سکنا داشته‌اند.

مسائل: اشیاء و ظروف زینتی از جنس کانی کلینوکلر و با نقش برجسته‌های قابل توجه و مبتکرانه متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد مربوط به تمدن جیرفت تاکنون کشف گردیده است
که هیچ کدام از انها در موزه خود شهرستان قرار نگرفته اند .
آثار تاریخی کشف شده از شهر سوخته مبین وجود روابط تجاری بین شهر باستانی جیرفت و شهر سوخته و ارتباطات بین آنها بوده است
متاسفانه بیش از 15 سال است که هیچ کاوشی در این منطقه صورت نگرفته
منابع ملی به دست سودجویان در حال نابودیست
بی توجهی  باعث از بین رفتن جایگاه جیرفت ایران در تاریخ شده است .

پیشنهاد:بیایید و ببینید.

IMG_20160421_170556

IMG_۲۰۱۶۰۲۱۸_۰۰۳۶۵۸

آب مهمترین عنصر شهر دلخواه من است

ارسالی از: سعید صالحیان-بادرود اصفهان

شهر دلخواه من آرام، با ترافیک کم، مرفه و نبود فقر و بیکاری، سرسبز، دارای حس احترام و افزایش کرامت انسانی، توجه به باروری فرهنگ بومی، اصیل، حافظ روابط گرم و مشارکتی مردم، دارای دسترسی مناسب و بهینه به خدمات بهداشتی،آموزشی و اداری، دسترسی به خدمات کشاورزی مناسب

مسائل: کاهش آب کشاورزی(مهمترین عنصر سکونتگاهی منطقه)، فقر و بیکاری، کمبود امکانات بهداشتی و اداری

پیشنهاد: 

  • استقرار کارخانه و کارگاه‌های مرتبط جهت رفع بیکاری و رونق اقتصادی منطقه
  • تبلیغات در رسانه‌های مختلف جهت افزایش و رونق بخش گردشگری و اکوتوریسم در منطقه که پتانسیل مرتبط آن را نیز دارا است.
  • استقرار خدمات اداری و بهداشتی در منطقه بر اساس استانداردهای موجود کشور

 

شهر دلخواه من شهری است که باغ وحش نداشته باشد

ارسالی از: مصطفی خجسته-تهران

“شهر دلخواه من شهری بدون آپارتمان است”. “شهر دلخواه من شهری است که روستاها را منزوی و بیگانه نکند”. “شهر دلخواه من شهری است که در هر خانه اش یک اتاق با کرسی داشته باشد”. “شهر دلخواه من شهری است که آدمهایش ضمن راه رفتن ، با تلفن همراه صحبت نکنند”. “شهر دلخواه من شهری است که ساکنانش واژه های نیاکانی را با افتخار پاسداری کنند”. “شهر دلخواه من شهری است که باغ وحش نداشته باشد”. “شهر دلخواه من شهری است که ساکنانش به آزادی حیوانات درست مانند آزادی انسانها احترام بگذارند”. “شهر دلخواه من … “.
ضمناً از نظر کلیۀ کسانی که طالب شهری فرهنگی، هنری و معنوی همراه با نوای موسیقی هستند قویا حمایت می کنم.
اما در اظهار نظر یکی از مسئولینِ این اقدام سازمان یافته خواندم گه منظور از ارتباط بین شهر و روستا را صرفا پشتیبانی از اقتصاد روستا در برابر شهر دانسته بود. باید بگویم که در اینجا موضوع بسیار فراتر از اقتصاد است. ریشۀ ما انسان‌ها در روستاست. در حال حاضر ما این ریشه را به نحو بسیار خطرناکی قطع کرده ایم درست همانطور که ریشه های خودآگاهی را از ناخودآگاهی قطع کرده ایم

شهر دلخواه من، زیرساخت‌های مجهز دارد.

ارسالی از: امین شایسته-سیرجان

مشکلات:

  • آب‌گرفتگی در پایین شهر در زمان بارندگی
  • زیرساخت نامناسب اینترنت و مخابرات
  • فضای سبز کم
  • کمبود آب

پیشنهادات:

  • بهبود سیستم آب و فاضلاب
  • امکان دسترسی به اینترنت و موبایل در سراسر شهر مهیا شود
  • فضاهای سبز توسعه یابند
  • با فرهنگ‌سازی مصرف آب کنترل شود
  • خط‌کشی و آسفالت خیابان‌ها بهتر شود
  • دسترسی به وسایل نقلیه عمومی آسان شود

در شهر دلخواه من، مردم و مدیران در کنار هم‌اند

ارسالی از: جهانبخشی-کوهدشت لرستان

مشکلات:

  • ضعف ساختارها و زیرساخت‌های خدمات عمرانی شهر
  • ضعف عملکردی مدیریت شهری
  • عدم مشارکت فعال شهروندی و عدم مسئولیت‌پذیری مردم و مدیران در راستای توسعه شهر
  • وجود هرج و مرج‌های اجتماعی و امنیت پایین بویژه در شب
  • ضعف مبلمان شهری
  • عدم توجه به بافت‌های فرسوده شهری

پیشنهاد:

  • توجه ویژه به زیرساخت‌ها و خدمات و توسعه عمران شهری مناسب با نیازها و ساختارهای جمعیتی شهر
  • توجه به انتخاب مدیران شایسته و عدم انتخاب مدیران براساس قو‌م‌گرایی
  • زمینه‌سازی و بسترسازی حضور فعال مردم در عرصه برنامه‌ریزی و مدیریت پایدار شهری
  • توجه بیشتر به امنیت پایدار شهری در محله‌های آسیب‌پذیر و حادثه‌خیز شهر
  • توجه به مبلمان شهری و تخصیص بودجه‌هایی برای زیباسازی شهر مانند نصب نمادها-چراغ‌های راهنمایی در چهارراه‌ها و…
  • اجرای طرح‌های تفصیلی و جامع شهری علی‌رغم تهیه این طرح

 

شهر دلخواه من، شهری با عدالت جنسیتی است

ارسالی از: ژاله حاجی محمدی‌پور

 یکی از مشکلاتی که در شهرها به چشم می‌خورد عدم رعایت عدالت جنسیتی در فضاهای شهری است فرآیند جنسیتی شدن عرصه های عمومی شهر و عدم توجه طراحان شهری به ویژگی ها و نیازهای گروه های مختلف اجتماعی و جنسی موجب گشته تا این عرصه ها پاسخگوی نیازهای اجتماعی انسان ها نبوده و حقوق آنها را نادیده گرفته و در نهایت به بسترهایی ناکارآمد بیانجامد.
رویکرد جنسیتی در طراحی فضاهای شهری مبتنی بر نیازهای مردان، به ایجاد فضاهای مردانه منجر شده و شهرسازی را دچار نوعی (کوری جنسیتی) کرده است.

شهر من، شهری است که در آن نحوه بهر برداری و احساس افراد نسبت به فضا، نحوه پاسخگویی فضا به نیازهای آنان و تامین شرایط آسایش برای تمامی گروه های سنی و جنسی فراهم باشد. طبق نظریه فمنیست ها از نظر تاریخی شهرها را مردان می سازند و خود اداره می کنند و به همین دلیل است که زنان در حاشیه قرار می گیرند. در اصل اینکه بگوییم سامان دهی شهرها مردانه بوده و توجه کافی به نیازهای زنان در شهرها لحاظ نشده است، نه تنها رویکرد فمینیستی نیست بلکه یادآوری در رابطه با قشر زنان و توجه به نیازها و حقوق آنهاست.
شهر من شهری است که در آن عدالت جنسیتی رعایت شده و مفهوم شهروندی فرقی بین جنس زن و مرد نمی گذارد .شهری دوستدار تمامی قشرهای جنسی و سنی با حقوق برابر است.

 

شهر دلخواه من، فرهنگ‌های مختلف را می‌پذیرد

ارسالی از : رضا پوراکرمی-ارومیه

مسائل: اختلاط و واگرایی قومیتی و فرهنگ‌های مختلف به دلیل مهاجرت‌های بسیار

پیشنهاد: تلاش برای نزدیک کردن اقوام و همگرا کردن و آشنا کردن آن‌ها با هم و نیز تجهیز کردن شهرهای اطراف به امکانات و زیرساخت‌های قوی برای جلوگیری از مهاجرت‌های بی‌رویه

شهر دلخواه من، زیبنده مردمانش است

ارسالی از : شهروند اهوازی

توقع خوزستانی‌ها بسیار پایین‌تر از سایر ایرانیان است. ولیکن آرزوی شهری زیبنده و برخوردار از حداقل تسهیلات رفاهی و اجتماعی و جغرافیایی حق این مردم ثروتمند ایران است. باید آنچه زیبنده و لازمه یک کلانشهر ایران است داشته باشد. رودخانه کارون را به یغما نبرند و گرد و غبار آزاردهنده خوزستان فراموش نشود و به عنوان یک کلانشهر به آن نگریسته شود.

شهر دلخواه من، هویتش را به آیندگان منتقل می‌کند

ارسالی از: حمید محمدی-تبریز

با توجه به اینکه کشورما ایران صاحب فرهنگ‌ و معماری غنی می‌باشد متاسفانه بعد از دوران سلجوقیان و صفویان معماری و ساخت‌وساز شهرهای کشورما مخصوصا شروع دوره از دوران قاجاریان رو به طرف غربی بوده، و معماری غربی که نوعی تهاجم فرهنگی در زمینه ساخت‌وساز و اصول شهرسازی ایجاد کرد و الان هم ادامه دارد و کلا معماری ایرانی و اسلامی کشور ما از بین رفته و آثار باقی مانده هم معلوم نیست که باقی بماند یا نه. الان که علوم پیشرفت کرده و مسئولین کشور عزیزمان ایران متوجه موضوع هستند ولی هیچ کاری انجام نشده و نمی شود به همین جهت بنده پیشنهاد می کنم حداقل شهرها و اماکن تازه ای ساخته شود لااقل روی آن فکر شود تا از هویت ایرانی بودن خودمان دفاع کنیم و هویت و ریشه خودمان را به نسل‌های  آینده منتقل کنیم که معماری نوعی انتقال هویت می‌باشد. امیدوارم روزی بیاید که تمامی شهرها و روستاهای کشورمان از لحاظ معماری کاملا منطبق با فرهنگ اصیل ما باشند.

شهر دلخواه من، با جوانانش زنده است

ارسالی از زهره و حسین فریدونی -بروجرد

عدم کنترل مهاجرت چه در بعد محلی و چه در بعد بین‌المللی تبعات و خسارات جبران‌ناپذیری در برخواهد داشت. شهر بروجرد در استان لرستان درگیر معضل مهاجرت روستاییان به شهر و از دست رفتن فرصت‌های شغلی گردیده و به تبع مشاغل روستایی مانند دامداری و کشاورزی از میان رفته است. در شهر ما چندین دانشگاه وجود دارد که از استان‌ها و شهرستان‌های مختلف دانشجو به آنجا آمده‌است. چون محیط شهر من کوچک است و هرکسی با فرهنگ‌ها و هنجارهای مختلفی به آنجا آمده است و بر روی محیط شهرم تاثیرات زیادی گذاشته است. در شهر من جوانان بومی بیکار هستند و برای کار به شهرهای بزرگتر فاقد تهران می‌روند در صورتی که در بسیاری از مشاغل شهر افراد غیربومی شاغل هستند. مثلا از ازنا، کوهدشت، خرم‌آباد در آنجا کار می‌کنند ولی جوانان شهر بروجرد در تهران هستند. شهر من از جوانان شهرم خالی شده است. شهر دلخواه من با جوانانش زنده است.

شهر دلخواه من، مسئولین شهری فعال و حمایتگر دارد

ارسالی از: رضا قوابش- سوسنگرد

مشکلات: کمبود امکانات رفاهی و تفریحی- کمبود امکانات در بیمارستان شهر- کمبود امکانات آموزشی

پیشنهاد: بنظرم با کمک مسئولان و حمایت آن‌ها می‌توان تمام این مشکلات را حل کرد.

 

شهر دلخواه من، رنگ‌های متنوع دارد

ارسالی از صدیقه-گرمسار

در شهر دلخواه من، از رنگ‌ها در فضاهای شهری به خوبی و مناسب هر منطقه(پارک و …) استفاده می‌شود. در رابطه با نریختن زباله‌ها فرهنگ‌سازی شده و سمبل میادین و نقاط مختلف شهر که شلوغ‌تر و پررفت و آمد هست از ایده‌های برتر برخوردار است. بافت شهری مطابق با فرهنگ و قدمت شهر است. فرهنگ و قومیت‌های آن بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

شهر دلخواه من، نمادی از هنر، موسیقی و نوا است.

ارسالی از: رضا کانونی-تهران

ایده ای که بنده داشتم در مورد افرادی که هستش که در سطح شهر تهران به نواختن انواع سازهای مختلف از جمله، سنتور، ویولون و … می پردازند که در در نوع خودشون هم واقعا ماهر و کاربلد هستند. ایده ی بنده این است که شهرداری تهران مکانی را با عنوان پارک موسیقی احداث کند و از تمام نوازنده های سطح شهر دعوت بشود که تا در آنجا شروع به نواختن کنند که در این راستا هم خود شهرداری با تدابیری میتونه هزینه ای را برای این نوازندگان پرداخت نمایند تا ارزش هنر و هنرمند نیز پایین نیاید. و در این پارک موسیقی، المان ها و مجسمه ها و …. پارک نمادی از هنر و موسیقی و نوا باشد و حتی میتوان به معرفی نواها و سازهای محلی ایران هم پرداخت که هم یک فرهنگ سازی بومی را در پی دارد هم درآمدزایی برای هنرمندان و خود شهرداری به ارمغان می آورد.

در شهر دلخواه من، می‌توان نفس کشید.

ارسالی از امیرارسلان اسکندری-اهواز

شهر دلخواه من شهری است که در آن آلودگی هوا و گرد و خاک وجود نداشته باشد و بتوان به راحتی نفس کشید، شهری که با توجه به موقعیت جغرافیایی(جنوب) و هوای گرم، دارای سیستم حمل و نقل عمومی مجهز به خنک کننده باشد تا به راحتی بتوان از این امکانات در هوای گرم استفاده کرد.

شهر دلخواه من شهری است که در آن خیابان­‌ها و به خصوص آسفالت­‌ها به نحو درست ایجاد شده باشند و پر از چاله­‌های ریز و درست نباشند. همچنین خیابان‌ها طوری طراحی شوند که با حداقل بارش باران، خیابان‌ها پر از آب و سیلاب­‌مانند نشوند.

 شهر دلخواه من شهری است که بعد از گذشت سال‌ها از جنگ، همچنان اثرات این واقعه در میانه شهر دیده نشود و بودجه لازم تعلق بگیرد.

شهر دلخواه من شهری است که در آن به اندازه کافی مکان‌های عمومی و تفریحگاه ملی داشته باشد تا بتوان در آخر هفته از آن استفاده کرد و ساعات خوشی گذراند.

شهر دلخواه من، بسوی پایداری حرکت می‌کند

ارسالی از: علی مغتفری

نیاز شهری: نبود سیستمی بومی برای سنجش جایگاه شهرها در مسیر حرکت به سمت پایداری
ایده و برنامه من: سامانه پایدار سنج شهری بومی برای شهرهای مختلف جهان

شهر دلخواه من، تنها کافی است که شهر نشود

ارسالی از: مجتبی سلطانی-دماوند

“اینجا شهر نیست”
اکنون در باور بسیاری، اعتلای شهر دماوند تنها و تنها برابر است با گسترش بی رویه شهر. مراد از این نوع گسترش به هیچ روی ” توسعه ” و یا گسترش مبتنی بر برنامه ریزی های کالبدی – فضایی نیست، بلکه افزودن بسیار به تراکم های ساختمانی و ساخت و سازهای بی رویه در بهترین تنفس گاه های شهر است. از سوی دیگر، دماوند این گوشواره پایتخت و شهره به بام ایران، به مفهوم درست واژه از نبود خدمات و زیرساخت های شهری، رنج فراوان می برد. شوربختانه آنجا هم که خدمات خردی به شهروندان ارایه می شود بی هیچ ابتکاری و با تقلید و کیفیت پائین است. خدماتی که چه بسا شهرهای دورافتاده نیز آن را سال ها پیش تجربه کرده اند. اینها سیاه نمایی نیست. تنها یک سفر بردبارانه و گشت و گذار در آن همه چیز را روشن خواهد کرد. بنابراین به باور من دماوند تنها در تقسیمات کشوری نام شهر را به خود گرفته و روستایی را می ماند که به گونه ای ناشیانه خدمات به آن تزریق می شود.
گفتنی است که این ها تمام گرفتاری های دماوند نیست:
– پاس نداشتن محیط زیست؛
– فقر فضاهای عمومی؛
– نبود روحیه مشارکت و قلمروپایی؛
– شمار کم سمن ها؛
– آگاهی کم شهروندان از حقوق و وظایف خود؛
– جدی نگرفتن کم آبی و نه حتی برنامه ریزی برای مدیریت منابع آب آن را هم بدان بیفزایید.
اکنون پرسش آن است: آیا این شهر کهن که از سوی سازمان میراث فرهنگی در شمار نخستین شهر ایرانی ثبت شده شایسته چنین وضعی است؟ بی تردید خیر.
بر این اساس، شهر دلخوه من که با کوشش فراوان بدان دست می یابیم چنین است:
– ارج نهادن و محوریت دادن به AGENDA21؛
– ایجاد حس قلمرو پایی و مشارکت شهروندان در شهر؛
– شهری که نشانه های آن در پیوند با هویت شهر باشد و نه کلیشه های ملال آور؛
– وجود خدمات بایسته و در خور شهروندان؛
فضاهای عمومی کافی برای مردم در قالب پیاده راه، موزه، کتابخانه و …
و سرانجام شهری که برای ساخت آن از دانش خردمندان و دیدگاه ها و خواست مردم بهره گرفته باشیم.
از این رو، تاکنون که چنین نکرده ایم ادعای شهریت بسیار گزاف است و به سخن بهتر “اینجا شهر نیست” ، اما کوشش خواهیم کرد که بشود و بماند.

شهر دلخواه من، شهری ایمن با مسئولانی پاسخگو

ارسالی از انسیه

شهر دلخواه من، شهری که دارای پیاده‌رو باشد.خدمات شهری در زیباسازی شهر و ایمنی مردم فعال و مسئول و خدمات دهنده باشد. مسئولان پاسخگو برای فعالیت‌های شهرداری ناحیه‌ای منصوب شده باشند.

شهر دلخواه من، شهری با حمل و نقل پاک

ارسالی از : عرفان-تهران

همگی از مشکلات حمل و نقل و ترافیک و شلوغی مترو ها و اتوبوس ها و حضور دستفروشان و متکدیان در این محل ها آشناییم.
همچنین مشکل آلودگی هوا که همگی از اون با خبریم. و همچنین مشکل معروف اتومبیل های تک سرنشین و یا اتومبیل های فرسوده و موتورسیکلت ها و…

پیشنهاد: نظری که ما داریم این است که حضور تراموا رو هم توی شهر امتحان کنیم یا حداقل مسیولین این مسیله رو هم مورد بررسی قرار بدن.
تراموا مزایای بیشتری نسبت به اتوبوس های حمل و نقل داره مثله فضای بیشتر وظاهر زیبا تر و همچنین نظم بیشتر و همچنین تراموا هایی که از انرژی الکتریسیته استفاده میکنن برای مسیله آلودگی هوا مناسبند.
البته مشکلاتی هم برای این طرح وجود داره مثل پیدا کردن مسیر و محل مناسب برای این وسیله نقلیه و یا چراغ قرمز ها و چهار راه ها و یک مسیله که به نظر مهم است هزینه ایست.
که در ادامه نظر میگوییم که میشه دقیقا همین مسیرهای اتوبوس های تندرو را به مسیر تراموا تغیر داد و یا حداقل برای امتحان این طرح تنها مسیر شمال تا جنوب تهران یعنی تجریش تا میدان راه آهن رو به عنوان یک مسیر مستقیم برای تراموا ها انتخاب کرد و درباره مشکل چهارراه ها و چراغ قرمز ها میتوان حرکت تراموا رو با زمان قرمز و سبز شدن چراغ های راهنمایی و رانندگی هماهنگ کرده تا حرکت بدون دردسری داشته باشیم و درباره به اصتلاح مشکل هزینه هم میتوان از سرمایه گذاری افراد توانمند استفاده کرد و یا صد ها راه دیگر.

 

شهر دلخواه من، شهری با مردم مسئولیت‌پذیر و مطالبه گر

ارسالی از: اصغر محرمی- دماوند تهران

مشکلات شهر من (دماوند) عبارتند از:
• آگاهی بسیار پایین شهروندان از حقوق و وظایف شهروندی؛
• کم‌آبی؛
• در معرض خطر قرار گرفتن طبیعت کم‌نظیر شهر دماوند با:
o ساخت و سازهای بی‌رویه‌ی ویلاها در زمین‌های بکر کشاورزی و باغی؛
o تفکیک و خرد کردن زمین‌های بزرگ کشاورزی، باغی و مزارع و فروش آن به متقاضیان ویلاسازی!
o دلال‌بازی زمین و محصولات کشاورزی که منجر به تضعیف کشاورزان شده و منجر به افزایش میل به سوداگری می‌شود؛
o زمین خواری و کوه‌خواری؛
o بی‌برنامه‌گی و عدم نظارت درست بر استخراج منابع طبیعی و معدن کاری و …؛
o و …

o گسترش (و نه توسعه) شهری بدون برنامه و عدم جلب مشارکت مردمی؛
o تراکم‌های بی‌رویه‌ی ساختمانی(توأم با تخلف و بی توجهی به طرح جامع شهر) و بی‌توجهی به توسعه‌ی پایدار؛
o بی‌توجهی و کم اهمیت دادن به کار مشاوره (فکر) و سپردن پروژه‌ها مستقیما به پیمانکاران بدون وجود مطالعات و طرح!؛
o کمبود شدید خدمات و زیرساخت‌های شهری و کیفیت پایین آن‌ها؛
o افزایش بی‌رویه‌ی جمعیت بدون توجه به خدمات و زیرساخت‌های مورد نیاز با افزایش ساخت و سازها؛
o کمبود فضاهای عمومی و فراغتی شهری مناسب و کافی؛
o نبود مدیریت پسماند شهری؛
o عدم استفاده و بهره‌برداری مناسب از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های تاریخی و گردشگری شهرستان دماوند (بافت شهر دماوند و پیرامون آن به‌عنوان اولین بافت شهری در فهرست آثار ارزشمند میراث فرهنگی در سال 1310 خورشیدی به ثبت ملی رسیده است)؛
o و …

پیشنهاد:

شهر دلخواه من شهری است با ویژگی‌های زیر:
• دارای مردمی آگاه از «حقوق» و «وظایف» شهروندی که منجر به «مسئولیت پذیری و مطالبه‌گری» شهروندان و همچنین مسئولان می‌شود؛
• دارای فضاهای عمومی شهری مناسب (روباز، نیمه‌سرپوشیده و سرپوشیده) و متناسب با اقلیم و فرهنگ، به‌طوری که «مردم دلشان بخواهد» بخشی از زمان روزمره‌شان را «بیرون از خانه» و «در فضای عمومی شهر»، سپری کنند؛
• وجود فضاهایی برای دور هم جمع شدن انواع گروه‌های سنی و جنسی و اقشاری با افکار، عقاید، علایق و … مختلف برای انجام فعالیت‌های فراغتی، تفریحی و سرگرمی توأم با امنیت و آرامش؛
• دارای چشم‌انداز و مناظر طبیعی و حتی طراحی شده‌ی متناسب با تاریخ، فرهنگ و اقلیم؛
• دارای مردم دوست‌دار طبیعت، محیط زیست و حیوانات؛
• دارای مردم و مسئولانی که نسبت به هویت و گذشته‌ی خود حساس بوده و به آثار فرهنگی و تاریخی خویش احترام می‌گذارند؛
• دارای مردمی به دور از تعصب و پیرو عقل و منطق؛
• دارای مردم اهل مطالعه و تفکر؛
• دارای مردم و مسئولانی که به تفکیک کامل زباله از مبدأ و استفاده‌ی حداکثری از آن اهمیت داده و پایبند باشند؛
• ایجاد فضای مناسب برای فعالیت مشتاقانه و بدون دغدغه‌ی سازمان‌های مردم‌نهاد؛
• دارای مردمانی که زمین را مال خود دانسته و نسبت به تک تک مسایل آن حساس بوده و مسئولیت پذیر باشند و نه اینکه فقط به فکر خانه و یا صرفا محله‌ی خود باشند!؛
• و …

شهر دلخواه من، شهری با شهروندان مسئولیت‌پذیر

ارسالی از : ایرج محسنی-مراغه

شرح مشکلات شهرهای ایران زیاد مشکل نیست، فقر شهری، بافت های فرسوده، محلات جرم خیز، ترافیک، عدم وجود امکانات رفاهی، بافت‌ها متراکم، انواع آلودگی‌های زیست‌محیطی،عدم وجود مدیریت واحد شهری و حکومت های محلی، نبود سازمان‌های مردم‌نهاد و مشکلات خرد و کلان دیگر

پیشنهاد: آموزش و تربیت شهروندان مسئولیت‌پذیر،‌ استفاده هرچه بیشتر از مردم و سازمان‌های مردم نهاد در مدیریت شهری، تلاش در جهت استفاده از نیروهای جوان و متخصص و اعتماد به برنامه‌ریزان شهری در اداره شهرها، توجه و اهمیت به هویت شهر

شهر دلخواه من، از انرژی‌های پاک استفاده می‌کند

ارسالی از: علی محسنی-بیرم(لارستان)

شهر دلخواه من،شهری است که در آن حداقل امکانات رفاهی برای شهروندان بنا به نیاز پیش‌بینی شده باشد. همه دارای آب سالم، هوای سالم و محل زندگی امن باشند. انرژی‌های استفاده می‌شود که طبیعت را آلوده نمی‌سازد و در آن زباله‌ها بازیافت گردد. شهر دلخواه من، دارای مناظری است برای آسایش شهروندان و همیشه پویاست تا بهترین باشد.

شهر دلخواه من، قوانین متناسب با فرهنگش دارد

ارسالی از: فرشید بلادر-مشهد

شهر دلخواه من، شهری است با نمای شهری مناسب، فضای مناسب، قوانین شهرسازی متناسب با موقعیت جغرافیایی و شرایط فرهنگی، آرامش و امنیت شهری، تفکیک صنایع از فضاهای مسکونی با شعاع قابل قبول.

شهر دلخواه من، شهری با اقتصاد پایدار

ارسالی از: احمد بهزادی-شهر طالقان

شهر دلخواه من، شهری با شاخصه‌های یک درآمد پایدار، زیبا از لحاظ معماری و شهرسازی، پاک از منظر محیط زیستی، پاک از منظر هوا، آب و خاک و شهری که شهروند در آن احساس آرامش نماید.

شهر دلخواه من به سلامت شهروندان اهمیت می دهد

ارسالی از: مریم-تهران

در شهر من تهران آلودگی هوا بیداد می کند. مردم من حتی فکر سلامتی خود و عزیزانشون نیستند. مگه این همه دوندگی و کار برای زندگی بهتر نیست اما ما این زحمت و پولهایمان را صرفه جویی می کنیم برای هزینه کردن برای درمان سرطان و آسم و سکته و ….

پیشنهاد: همگی ماشین هایمان را پارک کنیم و از شرکت حمل و نقل عمومی از شهرداری از دولت از رهبری بخواهیم که خطوط اتوبوس و مترو همه جای شهرمان را پوشش دهد. و در مقابل به جای اینکه ماشین خارجی وارد کند!؟ اتوبوس و قطار یا واگن یا اتاق اتوبوس وارد کنیم. و تا برآورده شدن خواسته هایمان از دوچرخه استفاده کنیم.

شهر دلخواه من، شهری مدرن با هویتی باستانی

ارسالی از: امیرحسین علیزاده-کرمان

در شهر دلخواه من، به آثار باستانی بیشتر رسیدگی می‌شود. کرمان آثاری دارد که در سرتاسر پهنای هستی به مانند آن نیست. حیف است که چنین آثاری ناشناخته بماند. در عین حال این شهر به فضای شهری مدرن،حمل و نقل شهری جدید، بازسازی کامل فضاهای تجاری، ایجاد مجتمع‌های تجاری به جای غرفه‌های قدیمی تکی نیاز دارد.

شهر دلخواه من، شهری که در آن عشق باشد

ایده‌پرداز- علی صحراگرد-شیراز

طرح تایپوگرافی عشق با استفاده از کلید سل موسیقی برای استفاده در المان‌های شهری

امروزه تلاش هنرمندان در جهت رسیدن به یک نگاه وحدت گرا در سراسر دنیا به وضوح دیده می­‌شود. از این رو هنرهای واقع‌گرایانه سمت سویی در جهت از دست دادن فرم‌های کلاسیک داشته و به یک فرم عمومی نزدیک شده اند که از جمله این موارد می توان به نقاشی های آبستره و مفهومی و همچنین نقاشی های سه بعدی اشاره کرد. همان طور که انتظار می رود هنر های مدرن هر روزه بیشتر و بیشتر به سمت کاربردی شدن رفته و استفاده از آن ها در هنرهای خیابانی و دکوراسیون  به صورت چشمگیری افزایش یافته است. در این جا المان حاضر تلاش دارد تا با همگام کردن فرم های مدرن تایپوگرافی و نت‌های موسیقی به ایجاد یک فرم و حس عمومی مشترک بین فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف کمک کند. کلید سل مورد  استفاده در اینجا دارای فرم عشق بوده که پنج نقطه آن در اطراف آن قرار گرفته است. از این فرم می توان در ترکیب با هنرهای مختلف از جمله خوشنویسی، تایپوگرافی، مجسمه در المان های شهری استفاده کرد.

photo_2016-02-02_21-31-ی33

 

شهر دلخواه من، شهری است شاد

ارسالی از : زهرا-کلاردشت

اساسا فلسفه ایجاد و وجود شهر، بهتر و آسان کردن زندگی هر انسان ساکن در شهر است. اما متاسفانه با تصمیمات بدون پیشینه مطالعاتی وضع شهر به گونه ای دچار می شود که هم اکنون با آن مواجه هستیم. و از همه بدتر این که در شهر انسان‌ها در نظر گرفته نمی شوند، پس اولین قدم برای رسیدن به شهر شاد این است که از خواسته های اقشار مختلف جامعه باید مطلع بود تا بتوان با هم پوشانی دادن میان خواسته های مردم شهری شاد داشته باشیم. برای مثال برای مناسب سازی یک پیاده رو از انسانهای معلول غافل نباشیم.
شهر شاد شهری است که پایداری اجتماعی، پایداری اقتصادی، پایداری زیست محیطی را با هم داشته باشد و با حذف هر یک از این عناصر نمی توان به پایداری رسید بلکه پایداری و شهر شاد نقطه اشتراک این سه عنصر است. رابطه میان شهر و شهروند مانند رابطه مادر و فرزندی است، یعنی شهر، شهروندان را پرورش می‌دهد و برعکس شهروندان نیز شهر را پرورش می‌دهند. پس باید این را بدانیم برای شناخت مردم هر شهر فقط کافی است به وضعیت آن شهر نگاه کنیم.

پیشنهاد: اما راه حل چیست؟! راه حل کنار گذاشتن نگاه نخبه گرا و از بالا به پایین به شهر است و یادآوری حافظه تاریخی و حافظه اقلیمی هر شهر است. و این را بدانیم که هر شهر فرهنگ خاص خود را دارد. و ذائقه سازی توسط متخصصین برای مردم، یعنی نشان دادن آنچه درست و مشکل گشا است. و در نهایت ایجاد رابطه میان متخصصین و مردم

IMG_0129

شهر دلخواه من، شهری با امکانات تفریحی مناسب

ارسالی از علی حیدری-اردبیل

شهری بدون ترافیک، عاری از آلودگی، محیطی قانونمند، با حمل و نقل مجهز عمومی، مردمی قانونمند، با فضای مناسب، محیط‌های تفریحی مدرن، امکانات مطالعه، اینترنت کامل……

شهر دلخواه من، شهری برای همه

ارسالی از لعیا سما- تهران

۱- درخصوص رفاه حال شهروندان، بهتر نیست آبخوری یا سرویس بهداشتی، نمازخانه…در داخل ایستگاه‌های مترو بعد از گیت های ورودی باشه و شهروندانی که مسافت و ایستگاه های زیادی رو با مترو طی می‌کنند مجبور نباشند برای رفع نیازشون ازایستگاه مترو خارج بشند و دوباره کارت بزنند وهزینه بپردازند آیا برای استفاده این امکانات باید هزینه کرد هم از لحاظ زمانی هم مالی. برای کهنسالان ویا کودکان طی طریق کردن های طولانی برای استفاده از آبخوری،سرویس بهداشتی یا ….سخت است و بسیاری مواقع باعث ترجیح استفاده از وسایل نقلیه‌ی دیگر می‌شود.

۲-ایجاد حس همدلی و نوع دوستی وانعطاف پذیری در مقابل مسائل شهری در میان شهروندان و از بین بردن دیوار احساس بی تفاوتی شهروندان نسبت به آینده شهری که در آن زندگی می‌کنند‌.۳-در نظر گرفتن رفاه تمامی اقشارجامعه

پیشنهاد: راه حل۱: اگر قرار دادن برخی از این امکانات حداقلی در داخل ایستگاها بعد از گیت ها از سوی ناوگان حمل ونقل ریلی هزینه بردار است میتوان ازشهروند به ازای استفاده از آن مبلغی متناسب دریافت کرد نه اینکه او را مجبور کرد که از مسیر خود خارج شده و وقت و مبلغی معادل مبلغ بلیط مترو را هزینه کند وموحب نارضایتی او شود.

راه‌حل2: نصب واستفاده از نمایشگرهای صوتی وتصویری در پارک‌ها بوستان‌ها برای نشان دادن وقایع فرهنگی، سیاسی، ورزشی مهم و مورد علاقه مردم. اجرای تئاتر زنده، برنامه های نمایشی وشاد متناسب بافرهنگ و،…در مکانهای باز تفریحی. برپایی جشنواره های سنتی ملل در حوزه های مختلف و آشنایی شهروندان با فرهنگ‌های مختلف و بالا رفتن سواد اجتماعی. تعامل آسان و بدون تشریفات شهروندان و دیدار هفتگی و حضوری آنان با دست اندرکاران حوزه یا منطقه شهری خود. آگاه‌سازی شهروندان از مسائل و گره‌های شهری و ایجاد حس مسئولیت در آنها از طریق تبلیغات و آموزش های سمعی و بصری و رسیدن به راه حل های چند جانبه و کاربردی .

راه حل۳: در مکانی همانند مترو که اختصاص دادن و دایرکردن و اجاره دادن مکانی بعنوان مغازه های عطر فروشی و…کتابفروشی و بوفه‌های اغذیه زیر نظر شهرداری، مقرون به صرفه و درآمدزاست بی‌کیفت خواندن وتقلبی بودن و القای این حس که خرید از دستفروشان مترو، به اصطلاح کلاه رفتن بر سر شهروند است فارغ از درست و غلط بودن آن، حتی اگر بدلیل ممانعت از هرج ومرج و به‌دلیل امنیت و..‌ویا حتی نداشتن صرفه اقتصادی برای شهرداری و ناوگان حمل ونقل عمومی باشد بازهم شیوه‌ی کارآمدی نیست. بالاخره هر دو (دستفروش،خریدار) شهروند محسوب می‌شوند و باید به‌ فکر راه حلی چندجانبه بود مثلا ایجاد و اختصاص دکه‌های سیار یا فضایی محدود در داخل واگن‌های مترو که سبب نظارت حداقلی در محتوا و کیفیت می‌شود، یا ایجاد بستری برای فرهنگ‌سازی مسئولانه نه غرض ورزانه…درخصوص مضرات دستفروشی در ایستگاه های مترو.

شهر دلخواه من، شهری برای سالمندان

ارسالی از: الناز-مشهد

اولین دغدغه من در رابطه با مشکلات شهری که در آن زندگی می کنم رعایت نکردن ضوابط و مقررات شهری است که از سوی شهروندان صورت می‌گیرد و متاسفانه مسئولین مربوطه نیز سعی در رفع این مشکل ندارند درحالیکه خودشان نیز با دریافت مبالغ سنگین در ازای این تخلفات دامنه مشکلات را بیشتر می‌کنند. همچنین در شهر من برای افراد مسن و سالمند هیچ برنامه‌ریزی در جهت رفاه حال آنان و گذران اوقات فراغتشان نشده است. به طوری افراد سالمند نیازمند برنامه‌های فرهنگی و تفریحی می باشند.  از دیگر مشکلات شهری که امروزه اکثر شهرهای دنیا با آن مواجه هستند بحث‌های ترافیکی و حمل‌و‌نقل و بواسطه آن آلودگی‌های زیست‌محیطی و صوتی می باشد که شهر مشهد نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد. به نظر من با برنامه‌ریزی بلندمدت و افزایش رسیدگی به حمل‌ونقل عمومی در شهر می توان این مشکلات را به حداقل رساند.

شهر دلخواه من، شهری برای مادران و کودکان

“یکی از روزهای من و کودکم”

ارسالی از: افرا فاضل سرجویی-تهران

کوتاه‌ترین مسیر از خانه تا مغازه بقالی محلتان را در نظر بگیرید. شما یک مادر همراه یک نوزاد یا کودک، سوار بر کالسکه هستید. یا فردی معلول که دلش نمی‌خواهد به صورت یک بیمار در خانه محبوس باشد.
اکثر مسیرها، پیاده روها، جدول کشی‌های کنار خیابان و پل‌های روی جوب‌ها برای شما مسیری صعب‌العبور را می سازند. که شما را مجبور می‌کنند در نهایت از توی خیابان حرکت کنی، که در شهر پر ترافیکی همچون شهر زیبای من، بسیار خطرناک است.
در سرزمین من با وجود اینکه برای تغذیه کودکان با شیر مادر تبلیغ می‌شود و ملاحظات مذهبی هم وجود دارد، در مکان‌های عمومی هیچ جایی برای مادران وجود ندارد تا لحظه‌ای در آرامش به تغذیه کودک خود بپردازند.
در شهر من جا انداختن فرهنگ استفاده از خدمات عمومی به نظر مشکل می رسد.
در تهران ما مکان‌های تاریخی و خانه های قدیمی مورد لطف مردم نیستند و هر کس بتواند خانه‌ی چندین ساله‌اش را با یک آپارتمان امروزی تعویض می کند.

پیشنهاد: گذاشتن قانونی که هر جا پله ای هست،سطح شیبداری هم باشد. اگر مکانی مرتفع هست، آسانسور معلولین و کالسکه‌دارها هم باشد.
در مکان‌هایی مثل ترمینال‌ها، ایستگاه‌های مترو، فروشگاه‌ها و مراکز خرید، سینماها،بیمارستان‌ها و … اتاق‌هایی یا اگر امکان ندارند، اتاقک‌های پیش‌ساخته جهت شیردهی و تعویض و امور اطفال وجود داشته باشد.
تجربه ثابت کرده است که هر وسیله یا عادت جدیدی که در شهر من به صورت انبوه وارد شده، سریعاً جا می افتد و مردم در هر سطح اجتماعی، به آن عادت کرده و قوانین آن را رعایت می کنند. وقتی یک خدمت فقط در نقاطی از شهر ارائه می شود، مردم سریعاً برداشتی مبنی بر اختلاف طبقاتی به خود می‌گیرند و نه تنها درست از آن استفاده نمی کنند، در مواردی به آن آسیب هم می زنند.
به مردم کمک شود تا خانه هایی را که قابلیت مقاوم سازی دارند و از لحاظ معماری شکیل و دارای ارزش معماری و هویت این شهر هستند را تخریب نکنند. با کم کردن فضای حیاط آنها، کوچه‌ها را پهن کنند و به فضای ایمن شهری نزدیک کنند. کودکان ما هنگامی با اعتماد به نفس و وطن‌دوست خواهند بود، که اصل و ریشه خود را بشناسند و بتوانند به آن تکیه کنند.
شهر من زیباست.شهری با زیبایی‌های چهار فصلش

شهر دلخواه من شهری با مردم آگاه

ایده پرداز: ریحانه وحیدیان-تهران

نظارت و حساسیت شهروندان بر محیط پیرامون آنها، دقت اجرای طرح های مدیریت شهری را افزایش می دهد.

پیشنهاد به نظر من به کمک ابزارهای جدید فناورانه و گستردگی شبکه های اجتماعی و با توجه به افزایش آگاهی عمومی مردم بهتر است مدیریت شهری با افزایش زمینه های مشارکت مردمی و شفاف سازی اقداماتی که نتایج آنها به شدت به خاطرات و تصورات ذهنی شهروندی مرتبط است، فعالیت کند. شهر دلخواه من شهری است که مدیریت شهری به شهروندانش اعتماد می کند و اطلاع رسانی می کند که برای حفظ ایمنی جان آنان در مواقع پدیده های جوی نامناسب، درختان زیبا اما کهنسال و پوسیده مسیر دوست داشتنی خیابان ولیعصر را قطع می کند. در این میان این احتمال وجود دارد خرد جمعی شهروندان بتوانند با ارائه راه حلهای کاربردی و به صرفه روش دیگری را جایگزین قطع درختان کند. در بسیاری از پروژه ها، مدیران شهری می توانند با مشورت با شهروندان و تغییر برخی از اولویت ها با نگاه کارشناسانه، رضایت شهروندی و حس تعلق به شهر را افزایش دهند.

ReyhanehVahidian-awaren

شهر دلخواه من، امنیت غذایی دارد

قمر نیک زاد-کیش

شهر دلخواه من شهری است که امنیت داشته باشد، امنیت مفهومش بسیار است. 1- امنیت غذایی 2- امنیت هوای پاک و… غذای ناسالم به دست مردم نرسد و هوای تمیز برای تنفس وجود داشته باشد. حقوق اولیه انسانی رعایت شود. به طور مثال حق عابر پیاده اصلا رعایت نمی شود. برای عابر باید ایستاد و به او احترام گذاشت. شهر دلخواه من شهری است که همه به هم احترام می‌­گذارند. حقوق یکدیگر را زیرپا نمی‌­گذارند.

من، شهرم را امن می سازم

امیر جعفری-کرمانشاه

شهر دلخواه من شهری است که بدون هیچ گونه درگیری و دعوا باشد. متاسفانه برخی نقاط شهر کرمانشاه شاهد درگیری و نزاع هستیم که باعث بدنامی این شهر شده و نام خوبی از این شهر بجا نگذاشته است.

پیشنهاد: شکل­‌گیری یک مدیریت کارآمد با تمرکز بر آسایش و آرامش مردم

شهر دلخواه من شهری آماده در برابر بحران ها

ایده پرداز : ناشناس-ارسالی از کیش

مشکلات در کیش به طور عمده و زیربنایی است که به هیچ وجه پیگیری نمی شود. متاسفانه در اینجا فضای آموزشی و درمانی بسیار بسیار ضعیف است که بارها و بارها از طرف مردم و بعضی از سازمان ها عنوان شده ولی هیچ پیگیری یا اقدامی نشده است. متاسفانه به علت باران های موسمی در کیش که یک جزیره می باشد پس از باران نمی شود در خیابان قدم گذاشت. خیلی وقت ها نمی توانیم از ماشین پیاده و داخل منزل شویم. ساختن برج های بی کیفیت در همه جا بدون رعایت حریم دریا برای عده ای خاص بی توجه به ساختار علمی و بکر و صدمه زدن به فضا و طبیعت این جزیره زیبای مرجانی و منحصر به فرد، برج هایی که مثل قارچ سر بر می آورند زیبایی این جزیره را زیر سوال برده اند.

پیشنهاد: تعبیه آب‌رو و جوهایی که آب ها را هدایت به دریا کند و نیز رعایت قوانین ساخت و ساز مربوط به حریم دریا

DSC06057

من، شهرم را به جهانیان می شناسانم

امیرحسین علیزاده-کرمان

شهر دلخواه من شهری است که در آن به به آثار باستانی رسیدگی بیشتری شود. کرمان آثاری دارد که در سرتاسر هستی مانند آن نیست، حیف است که چنین آثاری ناشناخته بماند.

شهر دلخواه من، پیاده‌روهایی سبز، چشم‌نواز و امن دارد

ایده‌پرداز: دیهیم-تهران

ظاهرا رسیدگی به وضعیت پیاده روهای تهران متولی مشخصی ندارد و تنها صاحبان املاک و مجتمع های مسکونی اند که به نوعی سرنوشت پیاده روی وابسته به ملک خود را تعیین می کنند. معابر پیاده رو در بسیاری از نقاط تهران باریک، غیر قابل گذر، و در جوار کارگاههای بی شمار ساختمانی این شهر ناامنند. شهر دلخواه من پیاده رو هایی سرسبز، چشم نواز، قابل عبور و امن دارد.
برای درک این مشکل سری به خیابان گاندی جنوبی (کوچه های دوازدهم تا بیستم منتهی به خیابان ولی عصر) بزنید و ببینید که پیاده رو ها چگونه قربانی ساخت و ساز های بی قاعده شده اند.

پیشنهاد: با اصلاح قوانین ساخت و ساز و اعمال مشوق های مناسب، ایجاد پیاده رو های خوب را به ضرورت شهری تبدیل کنیم.

20151227_0853853

20151227_08354823

شهر دلخواه من شهری برای حرکت پیاده و دوچرخه

ایده‌پرداز: محمدمهدی درگاهی-همدان

با عنایت به اینکه بر اساس قوانین شهرسازی و معماری کشور ایران مالکان اجازه دارند 60 درصد زمین خود را احداث نمایند و باقیمانده زمین به فضای باز و حیاط تبدیل می گردد، لذا با توجه به اینکه تراکم پلاک های مذکور بالا می باشد عملا از این فضای عمومی مشاعی توسط ساکنین استفاده چندانی نمیشود و نیز در اکثر موارد فاقد هر گونه فضای سبز و درخت می باشد و در حقیقت فقط به منظور مشخص شدن حدود مالکلیت و جدا سازی از فضای خیابان و پلاک های مجاور اقدام به دیوار کشی نموده اند. متاسفانه این روال جهت شهرک‌های جدید و نیز اراضی وسیعی که در شهرها، تغییر کاربری و تفکیک می شوند نیز اعمال می گردد.

پیشنهاد: در این پیشنهاد با در نظر گرفتن منافع اقتصادی مالکین و با هدف ترغیب و تشویق آنان با کاهش ابعاد پلاک های تفکیک شده از (10*20) به (10*14) و تغییر سطح اشتغال از 60% به 100% جهت کلیه پلاک ها طبق تصاویر ذیل پیشنهاد گردیده تا فضایی که از باقیمانده سطح اشغال 60% به پیاده رو اضافه گردد و تبدیل به فضای عمومی پیاده راه و خط عبور دوچرخه گردد. این طرح علاوه بر سودآوری بیشتر برای مالکین با افزایش 10% سطح اشغال بیشتر زمینه ساز تبدیل خیابان ها را به فضای اجتماعی را فراهم می آورد.

021

022

023

شهر دلخواه من شهری است سالم

ایده‌پرداز: احد شعبانپور- شهر اندیشه

امروز سلطه بی چون و چرا اتومبیل زندگی را در محلات مسکونی تا حدودی با مشکل مواجه کرده است. به طوری که برنامه ریزی شهرها برمبنای اتومبیل شکل گرفته و در آن توجهی به برنامه ریزی انسانگرا نشده است. در همین راستا و با توجه به فراهم نبودن زیرساخت ها و امکانات شهری برای حضور بیشتر مردم، محلات مسکونی با یک نوع پژمردگی و عدم سرزندگی رو به رو شده اند. در محلات مسکونی امروزه ساکنین کمتر با یکدیگر ملاقات داشته و به ندرت در سطح محله مسکونی با همدیگر صحبت می کنند. فراهم نبودن امکانات پیاده روی، عدم دسترسی مناسب به خدمات شهری در مجاورت محله های مسکونی، عدم زیبایی محیط پیرامون محلات مسکونی و … همگی ساکنین را ملزم به استفاده از اتومبیل شخصی کرده و در نتیجه باعث کم تحرکی، آلودگی هوا، عدم فعالیت بدنی و در نهایت در معرض خطر قرار گرفتن سلامتی ساکنین می شود.

پیشنهاد:به نظر من یکی از راهکارهای رسیدن به توسعه پایدار محله ای و همچنین یکی از اهداف نوشهرسازی گرایش به پیاده مدار کردن محلات مسکونی می باشد. پیاده‌مداری مقوله ای است که بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا به آن توجهی ویژه دارند. اما در شهرهای ایران آنچنان که باید به پیاده مداری توجه نمی شود. پیاده مداری مزایای بسیاری به همراه دارد که شامل سلامت عمومی ساکنین، کاهش آلودگی هوا، انجام فعالیت بدنی، اجتماع پذیری ساکنین و همچنین صرفه اقتصادی است. لذا برای پیاده مدار کردن محلات مسکونی شاخص ها و معیارهای باید رعایت گردد که از آن جمله تراکم مسکونی، کاربری های مختلط، دسترسی مناسب، خیابان های متصل شونده و زیبایی شناسی محیط می باشد.

شهر دلخواه من دوستدار گونه های بومی گیاهی

ایده‌پرداز: ریحانه بهبودی-تهران

حدود ۷ سالی است که درختان چنار شهر تهرانُ که بر اساس شواهد تاریخی قرن هاست که در تهران زیسته پر و بال گرفته و ستبر و زیبا شده اند به تدریج خشک و تکیده و بی برگ شده و پش از مدتی به کل بی جان می شوند. این پدیده ناگوار محیط زیستی تا کنون جان بسیاری از آن ها را گرفته و محتملا در آینده نیز خواهد گرفت. در حالی که این درخت بومی شهر تهران شده است و سالیان سال بر شهر ما سایه افکنده و شرایط تهران را به خوبی تاب آورده به نظر می رسد با توجه به شرایط ناملایم تراکم انواع آلاینده ها هم اکنون باز پس نشسته است. تهران من بدون وجود درختان زیبای چنار تهران دیگری خواهد بود.

پیشنهاد:انجام یک پژوهش روشمند برای بررسی علل بازپس نشینی درختان چنار از شهر تهران

DSC

در شهر دلخواه من، کسی به دیگری فخر نمی فروشد

ایده‌پرداز: سعید یادگاری-تهران

موقعی که میخام از دوچرخه برای رفتن به سر کار استفاده کنم خجالت میکشم چون همکارم یا رئیسم با بهترین ماشین شخصی به محل کار میاد.

پیشنهاد: مسئولین ادارات، بانک‌ها، مدارس و مسئولین سیاسی از سیستم حمل ونقل عمومی، دوچرخه، موتور شارژی استفاده کنند تا افراد عامه جامعه در استفاده از این وسائل راحت تر باشند. شاید یک روز اجبار در این کار استفاده در روزهای بعدی رو راحت تر کنه.

شهر دلخواه من شهری با خیابان های کامل

ایده‌پرداز: الناز ناصری-تهران

بیشتر خیابان‌های شهر تهران طوری طراحی شده‌اند که بیشتر در خدمت اتومبیل‌ها می‌باشند تا نیازهای انسان. به بیان دیگر اکثر این خیابان‌ها، خیابان‌هایی اتومبیل محور و ناکامل‌اند. زیرا نه تنها انسان و نیازهایش، محور طراحی این خیابان‌ها نمی‌باشد، بلکه افرادی که به هر نحو به اتومبیل شخصی دسترسی ندارند از جمله گروه‌هایی هستند که در نظام طراحی خیابان‌ها به نیازهایشان توجه نشده است.

پیشنهاد: ایده “خیابان کامل- Complete Street” یکی از راهبردهایی می‌باشد که می‌تواند در محلات شهر تهران امنیت، آسایش، دسترسی آسان برای هر فرد با توجه به سن و توانایی او را فراهم آورد. همچنین اتومبیل‌سواران، افراد پیاده، دوچرخه‌سواران و رانندگان وسایل حمل‌ونقل عمومی می‌توانند به طور همزمان در “خیابان کامل” رفت‌و‌آمد کنند. در واقع “خیابان کامل”، خیابانی برای همه می‌باشد. اجرای طرح “خیابان کامل” می‌تواند کاهش تلفات ناشی از سوانح رانندگی، ارتقای امنیت افراد پیاده و دوچرخه‌سواران، کاهش گازهای گلخانه‌ای، افزایش میزان مطلوبیت محیطی، کاهش تاخیرات، تشویق سفرهای پیاده و دوچرخه، بهبود کیفیت هوا، افزایش میزان دسترسی افراد ناتوان و معلول، حیات‌بخشی مجدد محلات شهری را به همراه داشته باشد، که در صورت اجرای آن دستیابی به محیط شهری مطلوب زندگی با کیفیت های زیستی بالا، که شهروندان به راحتی در آن زندگی کنند، امکان‌پذیر به نظر می‌رسد و بدین ترتیب اجتماعات بهتری برای مردم به منظور زندگی، کار و خرید و گذران اوقات فراغت خلق خواهد شد.
خیابان‌های کامل خیابان‌هایی هستند که افراد پیاده، دوچرخه سواران و اتومبیل‌ها را در کنار یکدیگر جای می‌دهند و شبکه‌های حمل‌ونقل چند شیوه‌ای خلق می‌کنند. خیابان‌های کامل، خیابان‌هایی برای همه می‌باشند. آنها برای توانمندسازی دسترسی ایمن برای تمامی کاربران خیابان طراحی و اجرا شده‌اند. افراد پیاده، دوچرخه سواران، موتورسواران و رانندگان در تمامی گروه های سنی و با هر نوع توانایی باید بتوانند در طول و عرض خیابان کامل با امنیت کامل حرکت کنند. یک خیابان کامل شامل پیاده‌روهای ایمن و ممتد، مسیرهای ویژه دوچرخه، مسیرهای ویژه اتوبوس، ایستگاه های راحت و قابل دسترس حمل‌ونقل عمومی، فرصت‌های رفت و آمد مکرر و ایمن، فضاهای میانی وسط خیابان (رفیوژها)، راهنماها و اخطارهایی برای افراد پیاده و… است. خیابان‌های کامل امنیت و ایمنی را ارتقا می‌بخشند، پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری را به منظور ارتقای سلامتی تشویق می‌کنند، می توانند هزینه‌های حمل‌ونقل را کاهش دهند و اجتماعات قویتری را پرورش می‌دهد.

Complete-Stree5t-Elnaz-Naseri

شهر دلخواه من شهری برای همه جانداران

ایده‌پرداز: محبت رضوانی-اصفهان

زاینده‌رود ۱۱۸اُمین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گرفت، اما هم اکنون از این میراث چیز زیادی باقی نمانده است. زاینده رود که شاهرگ اصلی شهر تاریخی اصفهان است، قبل از ورود به این شهر خشک می شود. بحث در مورد استفاده بی رویه از آب در زمینه صنعت و کشاورزی در منطقه امر جدیدی نیست و همه به ضرر و زیان های جبران ناپذیر خشکی زاینده رود از جمله کاهش توریست پذیری شهر، از بین رفتن مکان اصلی تفریح و گردهمایی مردم شهر، آسیب به پی و سازه پل های تاریخی و … واقفند.
اما ما انسان ها تنها موجودات زنده روی کره زمین نیستیم و این میراث طبیعی صرفا به گونه ما تعلق ندارد. شاید (بر فرض محال) بتوان با ارائه آمار و ارقام لزوم استفاده از آب زاینده رود و انحراف آن را از مسیر طبیعی اش برای سایر انسان ها توجیه کرد، اما نمی توان برای سایر گونه های گیاهی و جانوری هم تصمیم گرفت!
خشکی زاینده رود جان هزاران هزار آبزی را گرفته است. اصفهان سابق بر این همواره یکی از مقاصد مرغان مهاجر در فصل سرد بوده است اما اکنون این پرندگان در کنار زاینده رود خشک فرود می آیند و با بهت به اطراف می نگرند و بسیاری نیز در این شهر جان می دهند. همین تغییر به ظاهر ساده اکوسیستم طبیعی منطقه را دچار تحول کرده است و مرز این دگرگونی حتی از مرزهای جغرافیایی ایران هم فراتر می رود.

بحران آب، بحرانی جدی و انکار ناپذیر است اما نباید راه حلی برگزید تا مشکلات بیشتری بیافریند. با جانمایی صحیح صنایع سنگین و ارتقای سطح تکنولوژیک می توان میزان قابل توجهی از آب زاینده رود را به مسیر اصلی اش بازگرداند. همچنین برای مصارف کشاورزی منطقه می توان از روش های نوین از جمله تصفیه فاضلاب شهری و … استفاده نمود. حتی می توان با تمهیداتی برای کفسازی زاینده رود، عمق آن را کاهش داد تا میزان آب کمتری در سطح مقطع آن در حال گذر باشد. در هر حال باید مد نظر داشت که کره زمین تنها خانه انسان ها نیست. ما باید مدافع حقوق سایر جانداران نیز باشیم.

2222252
20140326_1853526

111511

پشت دریای مدرنیته، شهری است دلخواه من، که در آن پنجره ها رو به تجلی سنت هم باز است!

ایده‌پرداز: فرشته دستواره-تهران

طی سال های متمادی به دلیل تسلط همه جانبه برنامه‌ریزی غیربومی در مدیریت شهری، گویی شهرها روح پیشین خود را ازدست داده‌اند وعلی‌رغم وجود کالبد متمایز و خیره کننده در برخی نقاط، حس تعلق به مکان در شهرهای امروزی رنگ کمتری به خود گرفته است و وجود حس غریبگی در فضاهای شهری، عدم اعتماد و نبود یک هویت جمعی مشترک در میان شهروندان موج می زند.

راستی چگونه می شود این خود تخریبی ابداعی را ریشه کن کرد؟ خودتخریبی به چه شکل! با آرمان رسیدن به توسعه شهری! اما تجسم خیالی وخلق شیوه های جدید مدرنیته که در آن‌ها توسعه برای خدمت به انسان وجود دارد، نه انسان برای خدمت به توسعه بسیار زیباست! واین آیا با پشت کردن به میراث گذشتگان و فقط یاد کردن از آن ها به عنوان یک نوستالژی تحقق می پذیرد…! مسئله یافتن راهی است که بتوان با نوآوری، مدرنیزاسیون و با حس تعلق به گذشته، حفظ ارزش ومیراث های گذشتگان به سمت توسعه راستین و آبادانی در شهرها حرکت کرد. اما چگونه!!! آیا با جستجو در آثار خلق شده در گذشته می توان راهی را برای حل مسائل شهری مثل نبود حس هویت، عدم اعتماد و عدم حس تعلق به مکان کشف کرد؟ مسیر شاید حرکت در راه مدرنیته به سمت معماری بومی که گویی درآن اندیشه ای نهفته است، که به قول حضرت مولانا ” سایه دیوار وسقف این مکان….سایه اندیشه معمار دان” !! بنابراین برای خلق فضاهای شهری انسان محور و نیز طبیعت محور، رسیدن به هویت مشترک جمعی، حس اعتماد و حس مکان در شهرها می توان به نوزایی عرصه های عمومی، ایجاد وضوح در شهرها (نور و آب)، ساخت فضاهای گفتگو محور که برای همگان قابلیت دسترسی داشته باشد، ایجاد نشانه های شاخص در خیابان ها، حفظ کاربری های خرد مقیاس و محلی باید در برنامه ها مورد توجه قرار گیرد، تا به نظم پنهان در شهرها دست پیدا کرد. رسیدن به همگرایی محلی، با احیای کاربردی ترین های گذشته، توجه به بهترین های حال و تدبیر متناسب برای آینده، در نتیجه رسیدن به رویکرد کارآمد نوین یا احتمالا نئوسنتی! ذهنیت هویت ایرانی در شهر ایرانی(یا ایرانشهر) باید با سه عنصر ایرانیت، اسلامیت و مدرنیته تعریف گردد.

26979565

156

من نسبت به هویت شهرم متعهد هستم

ایده‌پرداز: لعیا سما-تهران

از آنجاكه خلاقيت در طراحي و برنامه ريزي شهري در ايران، بخصوص تهران، بعلت تفكر تملك‌گرايانه بجای تفكر تعهدگرايانه بسيار كند و نامحسوس است فكر مي‌كنم بهتر اين است كه حداقل در اين حوزه ي پرچالش از تعدد فرم اجتناب كرده و به فرم‌گرايي محض روي آورد لااقل تا زماني‌كه رفاه نسبي شهروندان آنرا ايجاب كند و بعداز فرم‌گرايي خارج شد و به ايده‌پردازي و خلاقيت در امور مربوط به اين حوزه پرداخت. بنظرمن تو اين حوزه هم شايد بشه دركنار استفاده از برنامه ها و تجارب موفق ديگر كشورها در حوزه‌ي شهري، به بومي‌سازي هم فكر كرد مثلا چه لزومي دارد ميدان مركزي شهر كه شاهراه ارتباطي بازارهاي قديمي و جديد و مراكز خريد است در انحصار ارگان دولتي قرار بگيرد و بجاي آنكه هويت و فرم آن با همين عملكرد شاهراهي و نشانگربودن براي رفاه شهروندان (كسبه، خريداران) حفظ شود مورد ساخت وساز قرار مي‌گيرد تا به پروژه اي مجهول و عظيم و درآمدزا براي غير آنان اما بي هويت تبديل شود؟! يا مثلا وقتي فضاي سبزي بعنوان پارك جنگلي احيا مي‌شود ديگر چي دليلي دارد درآن سينما رستوران وسايل بازي پل ،…قرارداد آن‌هم در منطقه اي كه در هر محل آن حداقل يك يا چند مورد از اين‌ها ساخته شده و بيرون آوردن فرم اصلي يا پنهان كردن آن در تعددگرايي فرم‌هاي ديگر تنها باعث هدر رفت بودجه و تخصيص آن به موارد محدود مي‌شود بهتر نيست از تجربه موفق اما بومي‌سازي شده باغ پرندگان در پارك جنگلي لويزان استفاده كرد؟

شهر دلخواه من شهری با هوای پاک

ایده پرداز: فرشته دستواره-تهران

آلودگی هوای کلانشهر تهران به علل گوناگون می باشد که یکی از آنها تعداد زیاد اتومبیل تک سرنشین در خیابان ها است.

پیشنهاد: به نظر من برای کاهش تعداد اتومبیل تک سرنشین در بزرگراه ها وخیابان ها، جهت کمتر شدن میزان آلودگی هوا، ایده ” Car-Pooling” یا همان هم پیمایی اجرا شود، تاثیر مثبتی در کاهش آلودگی هوای شهر خواهد داشت. به این معنی که افرادی که در یک محله یا یک واحد آپارتمانی یا یک کوچه زندگی می کنند، همگی برای سفرهای درون شهری خصوصا برای رفت آمدهای شغلی خود، در یک دوره زمانی کوتاه مثلا یک هفته به صورت نوبتی از یک اتومبیل در محل زندگی خود استفاده کنند. البته در این طرح یک سری الزامات و اصول ها باید رعایت شود. همچنین برای تشویق افراد به استفاده بیشتر از حمل ونقل عمومی از بلیط های تخفیف دار استفاده شود.

شهر دلخواه من، به آثار تاریخی خود اهمیت می‌دهد

ایده‌پرداز: محبت رضوانی-اصفهان

مصلی اصفهان، سازه ای که بعد از 20 سال ساخت و ساز تازه به مرحله بهره‌برداری موقت رسیده است!
این سازه در زمین موقوفی با وسعت قریب به 200 هزار متر مربع در حال ساخت است. از مشکلات و گره‌های کوری که در زمینه ساخت و ساز این بنا پیش آمده و هزینه های هنگفتی که به این سازه اختصاص داده شده است بگذریم، به معماری نامأنوس و غیر ایرانی ‌آن خواهیم رسید که مورد نقد بسیاری از معماران به نام کشور قرار گرفته است. اما جدا مشکلات و انتقاداتی که به صرف این سازه وارد است، چیزی که کمتر مورد توجه قرار گرفته رابطۀ بین مسجد مصلی و سایر مقابر و تکایای موجود در محدوده تخت فولاد (گورستانی تاریخی که قدمت آن به پیش از پیدایش اسلام بر می گردد) است. این سازه با مقیاس غیر انسانی و مصالح غیر بومی خود به نوعی ستیز با آثار تاریخی این محدوده می پردازد. مصلی در برابر مقابر و تکایای قدیمی اصفهان قد علم می کند، دید به آن ها را مختل می سازد و دسترسی به آن ها را محدود می کند.

پیشنهاد: تغییر نقشه و ساخت در سازه ای به عظمت مصلی اصفهان در مرحله کنونی رویایی بیش نیست. امروز نمی توان به سال 1374 برگشت و نقشه جدید و مقیاس انسانی تری برای آن برگزید. اما نباید از آن قطع امید کنیم. بستر بی روح این سازه می تواند محلی برای نورپردازی های خلاقانه باشد و هر شب جلوه ای جدید به خود بگیرد. می توان با تزریق فعالیت ها و کاربری های مناسب به اطراف آن، سرزندگی شهری از دست رفته محیط را بازگرداند. برای مثال امکان برگزاری جشن ها و اعیاد گوناگون، رویدادهای خیریه و نمایشگاه های خیابانی در این فضا وجود دارد. و در پایان درخواست 20 سالۀ اهالی شهر اصفهان، تکمیل ساخت و اتمام این پروژه است.

1_IMG_0321562

2_7543

شهر دلخواه من به من هویت می‌دهد

ایده‌پرداز: ریحانه بهبودی-تهران

ساخت و سازها در هیچ شهری عجیب نیستند آن چه عجیب است فزونی گرفتن آن ها بر واحدهای ساخته شده و تسلط جرثقیل‌ها و آهن‌ها بر هویت شهر است. این روزها به نظرمی رسد شهر من دقیقه به دقیقه تخریب شده و دوباره ساخته می شود. شهر دلخواه من جایی است که بیش از تغییر به من آرامش دهد و بیش از نوشدن هویتم را برایم تداعی کند. شهر دلخواه من جایی است که بتوانم هویت کودکی خود را در آن بیابم. شهر دلخواه من جایی است که باغ ها به نفع سیمان و آهن خشک نمی شوند.

پیشنهاد: 

– قاعده مند کردن ساخت و سازها
– محدود کردن ساخت و سازها در بخش هایی از شهر (مانند شمال تهران)
– محدود کردن طبقات و سطح اشغال
– عدم تخریب باغ های کهنسال برای کسب سود بیشتر

DSCF0910-15600x1200

من، شهرم را “برای استفاده همگان” می‌سازم

ایده‌پرداز: م.ا.دانش.پ

محیط شهری تنها برای تردد خودرو نیست!
آیا می توان در پیاده رو با وجود حرکت موتور سیکلت احساس امنیت کرد؟
آیا یک فرد سالم و جوان با خیالی اسوده می تواند از خیابان عبور نماید ؟ کهنسالان، کودکان، افراد کم توان چطور!
آیا محیط شهری تنها برای گذر است؟
آیا در آینده ی نزدیک بسیاری از کلان شهرها با کمبود ظرفیت و تراکم و همچنین نزاع در استفاده از امکانات مواجه نمی شوند؟

پیشنهاد:استفاده از برخی معابر اکنون نیز مطلوب نیست راه حل های گونه گونی برای توسعه ی فضایی به خصوص اهمیت به پیاده وجود دارد. یا ساختمان ها باید عقب نشینی داشته باشند که با توجه به قیمت آن در کلان شهرها، تامین اعتبار هزینه بر است و یا همچون مترو در زیر زمین باشند که تنها محل گذر است. پیشنهاد این است که در روی خیابان ها پیاده راه داشته باشیم تا کمی از سبک زندگی ماشینی در قلب شهر فاصله بگیریم به طوری که روی پیاده روی موجود حفره ای برای عبور نور به پایین باشد و حتی دود خودرو از ان خارج شود. قسمت پیاده راه می تواند محل بازی کودکان باشد یا ورزش نوجوانان یا ملاقات دوستان یا استراحت کهنسالان باشد. درختان از طبقه ی پایین رشد کرده و شاخ و برگشان به سطح پیاده راه امده و حوضچه هایی با عمق کم موجب تلطیف هوا می شود و انعکاس نورش بر ساختمان ها بازتاب می یابد. افراد کم توان و معلول با آسانسور به بالا امده و آنان همچون دیگران دیده می شوند.

شهر دلخواه من شهری است حیات بخش و عدالت‌محور

ایده پرداز:  لعیا سما از شهر جدید پرند

ناهماهنگي سازمان‌های عمومی و دولتی، نداشتن نقشه از پيش برنامه‌ريزي شده براي استفاده بهينه از فضاهاي باز شهري كه در مركز شهر واقع شده و بلاتكليفي تكميل و اتمام پروژه ها از سوي ارگان‌هاي خيريه و مردم‌نهاد. همه اين‌ها باعث ايجاد نارضايتي شده كه بدليل اهميت دادن به زيرساخت‌ها وامكانات شهري از قبيل مدرسه درمانگاه، كتابخانه، مسجد، مراكزخريد و…بعد ازسكونت گزيدن مردم است.

پیشنهاد: در نظر گرفتن فضایی مستقل و تبدیل آن به هسته مرکزی و حیاتی شهر. این فضای مستقل باید هم از دید تئوری و هم در عمل پیش از احداث شهر به عنوان هسته مرکزی و قلب تپینده شهر درنظر گرفته شود و نقاط مسکونی در سکونتگاه‌های دائمی مدار و موقوف بر آن باشند نه اینکه بالاجبار، بعد از ازدحام سکونتگاه‌ها و ساختمان‌های مسکونی و مراکز فرعی نه چندان حیاتی در اطراف آن و اشغال تمام فضاهای اطراف(محوطه های خالی) به عنوان راه فرار و از روی ناچاری و نبود فضای باز دیگر مورد تعرض قرار گیرند. یعنی محل احداث هر آن‌چیزی شود که در ابتدا باید به عنوان نیاز بنیادی شهر در نظر گرفته می‌شد. پس بهتر است، از ابتدا این منطقه باز به عنوان قلب شهری در نظر گرفته‌شود که به شکل مویرگی و متناسب بدن شهر را تغذیه کند. یعنی بنیان تمامی ساخت و سازها و مراکز اصلی و اساسی(فرهنگی، اجتماعی،…) با حفظ مقتضیات خود و در تناسب با هم در این منطقه ایجاد شوند. یا در چندین منطقه به صورت تخصصی و نه پراکنده و بعد با توجه به ظرفیت آن‌ها سکونتگاه‌های دائمی ساخته شوند. اینگونه هم مردم در عدالت و رفاه نسبی بهره‌برداری از امکانات شهری قرار می‌گیرند و هم شهر از زیبایی بصری و نظم و هارمونی برخوردار می شود.

Pa

 

 

شهر دلخواه من احیاگر منابع آبی است

ایده‌پرداز: هدیه سلطان‌پور از تهران

مشکل ومعضلی که همیشه بعد از هر بارندگی در سطح شهر ایجاد می‌شود، آب‌گرفتگی در پل‌های عابر پیاده می‌باشد، در کف این پل‌ها به نظر می‌رسد پستی بلندی‌هایی وجود دارد که به صورت حوضچه‌هایی، مناسب برای تجمع آب واقع می‌شوند و عبور و مرور افراد را دچار مشکل می‌کند به طوری که می‌دانیم قرار است گویا از میان ماندابی عبور کنیم با این تفاوت که نمی توانیم پاچه های شلوارمان را حتی بالا بزنیم. بنابراین با شلوار خیس شده کفش های نفوذ‌پذیری که حال دیگر جوراب‌هایمان نیز خیس شده اند باید به محل کار یا دانشگاه و… برویم.

پیشنهاد: از راه‌حل‌هایی که وجود دارد اجرای آسفالت و پیاده روی نفوذپذیر و متخلخل است به طوری که به صورت مکنده آبی باشد و بعد این آب‌های مکیده شده را در داخل مخزنی که در زیر طول مسیر پل تعبیه خواهندکرد، این آب های هرچند ناچیز را جمع‌آوری و ذخیره می‌کنند و در مرحله بعد، از طریق کانال‌ها و لوله‌های آب‌رسانی، این ‌آب های زائد را که معمولا پس از مدتی توسط خورشید تبخیر شده و از دسترس خارج می‌شوند را به مکان‌های دیگری از قبیل مسیل‌ها و جوی‌های آبی هدایت کنند و یا در شرایطی از آن‌ها برای آبیاری درختان شهری و… استفاده‌ی بهینه کنند، در این صورت هم از این آب‌های به ظاهر بی‌اهمیت بهرهبرداری مناسب می‌شود و هم تردد افراد را روی پل های عابر پیاده مطلوب‌تر می‌سازد.

d

شهر دلخواه من شهری است آرامش بخش

ایده پرداز: احسان درستکار-تهران

در جهان امروز که بیش از پیش شاهد فراموشی خدا و یاد خدا هستیم به طبع شهرهای ما نیز از این نقص جهانی برخوردار بوده و از شهروندان تا مسئولان خرد و کلان شهری نیز گویا به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه از این موضوع غافل شده اند. فراموش کرده ایم که سر چشمه تمامی راه حل ها در دستان ماست و ما توجهی به آن نداریم. راه حلی که نامش قرآن است و خداوند به صورت واضح و روشن اعلام کرده است که راه حل مشکلات شما در این کتاب می باشد. چیزی که بیش از پیش در شهرهای ما، که پسوند جامعه اسلامی را به دنبال خود دارد به عنوان مشکل شهری ظهور کرده است می تواند عدم توجه به معنویات در شهر باشد. در شهرهای امروز ما بزرگترین ساختمان و بنا برای فعالیت های اقتصادی نظیر بانک و موسسات مالی می باشد. گاها در محلات تهران مسجد و جایگاه مسجد در اجتماع رو به فراموشی است. در صورتی که بزرگترین و بلند ترین بنا نسبت به سایر بناهای دیگر در شهر یزد مختص بنای مسجد بوده و خط آسمان در یزد را گنبد و مناره تشکیل می دهد این امر بر عکس شهر تهران و دیگر شهرهای ایران می باشد. مشکلاتی از قبیل ترافیک، آلودگی، ازدحام و… با استقرار روح پاک و یاد پاک قابل برطرف شدن است.

پیشنهاد: همان طور که یاد و ذکر خدا آرامش بخش قلب هاست همان گونه هم می تواند آرامش بخش کالبد و روح حاضر در شهر باشد. شهر می تواند سکوی رسیدن به خدا باشد. شهر می تواند تجلی‌گاه معنویات باشد. شهر می تواند یادآور خدا باشد. با حضور معنویات  در شهر به صورت عینی و کالبدی و روحی، شهر دیگر جای خطا و اشتباه و ناامنی و… نیست.

EhsanDorostkar-2

EhsanDorostkar-1

شهر دلخواه من شهری برای پیاده‌ها

ایده‌پرداز: مهدیه کربلایی از تهران

مشکلات: در تهران برای فرد پیاده فکری نشده … پیاده‌روها جایی‌ است برای پارک سواره چه دوچرخه و موتور حتی ماشین‌ها!!!! ماشین‌ها جلوی درب ماشین‌روی خانه‌ها پارک نمی‌کنند چون جریمه نقدی یا پنچری دارد اما روی خط عابر پیاده و جلوی پل‌هایی که رو جوب‌ها برای گذر عابر پیاده هست به راحتی پارک می‌کنند. مغازه‌دارها که پیاده رو را جزء مغازه خود می‌دانند و وسایل خود را بیرون از مغازه می‌چینند. گاهی آدم مجبور به عبور از کنار خیابان می‌شود از بس که دستفروش در پیاده‌رو هست. در پیاده‌رو‌ها صندلی در نظر گرفته نشده که در صورت خستگی لحظه‌یی روی آن بتوان نشست.  اگر هم هست مثلا در خیابان جمهوری، صندلی ها سنگی است و در زمستان آنقدر سرد است که نمی شود روی آن نشست. در قدیم در شهرها آب سرد کن بود اما الان دیگر نه …گاهی مغازه یی نیست تا آب بگیری و گاهی حتی احتیاج به شستشوی دست و صورت پیدا می کنیم … به جای آسفالت برای پیاده روها از موزاییک استفاده می‌شود اما ملات درستی بکار نمی‌رود و بعد چند روز از جا کنده می‌شوند و وقتی آبی ریخته می شود و یا باران می آید آب زیر آنها می‌ماند و وقتی ناغافل پا روی آن می گذاریم،آب بروی پا و کفش و شلوارمان می‌ریزد. فکری به حال آشغال‌ها و سطل‌ها با منظره‌های زشتشان باید کرد ….. فکری به ظاهر غیر هماهنگ و شلختگی مغازه ها باید کرد …. در ضمن نمیدانم چرا صبح‌ها خیابان‌ها با تانکر شسته می‌شوند!!!!!! آشغال‌ها وخاک و خل به پیاده‌رو که می‌آید هیچ اگر در پیاده رو هم که باشی کثیف می‌شوی!!!!!در ضمن مردم در پیاده رو نامنظم حرکت می‌کنند ….یعنی یک سمت حرکت نمی‌کنند. غالبا وسط پیاده‌رو راه می‌روند و اصلا به فردی که از پشت سرشان می‌آید دقت نمی‌کنند. مردم در پیاده‌رو به سرعت راه می‌روند و ناگهان بدون کم کردن سرعت و احتیاط برای پشت سری متوقف می شوند و یا بر می‌گردند….. مغازه‌دارها اصلا توجه نمی‌کنند که از پیاده رو کسی رد می‌شود یک مرتبه از داخل مغازه چای ته استکان و اشغال بیرون می‌ریزند.

پیشنهاد: مغازه‌دارها و کسانی که در پیاده‌رو پارک می‌کنند، جریمه شوند. صندلی‌ها چوبی شوند و تکیه‌گاه داشته باشند. جوی‌ها را درست کنند اگر امکان دارد رویشان را حفاظ بکشند تا این کثیفی‌ها و موش‌ها دیده نشوند. فرهنگ‌سازی شود از طریق تلویزیون چون عامه مردم تلویزیون نگاه می‌کنند، آن هم به طور مستقیم گفته شود.

شهر دلخواه من شهری است پیاده مدار

ایده پرداز: سمیه کارگر از شیراز(استان فارس)

مشکلات:بدلیل بسته بودن بافت شهر امکان طرح زوج و فرد وجود ندارد، بی نظمی موتورسوارها و رانندگان، اهمیت آنچنانی به فضای تفریحات داده نمی شود.

پیشنهاد: تعریف مسیرهای پیاده، طراحی‌های مطلوب برای پیاده روها، اختصاص یک فضا برای دوچرخه سوارها و تشویق مردم برای دوچرخه سواری، گسترش فضای پارک و شهر بازی برای کودکان، ایجاد فضاهای مطالعه و کتابخوانی در محیط‌های زیبا برای تشویق بیشتر مردم.

شهر دلخواه من شهری است دارای هویت

ایده پرداز: کسری کتاب‌اللهی از سنندج(استان کردستان)-محدوده ورودی شرقی، محور ارتباطی با همدان/تهران

مشکلات: ورودی شهر به عنوان مفصل ارتباط داخل با خارج آن، بایستی تبلور تمام‌نما و همه‌جانبه شهر خویش باشد. ورودی شهر باید محدود به مکان مشخص و تعریف‌شده‌ای باشد، به‌گونه‌ای که خروج از محدوده ورودی شهر، به معنای ورود یا خروج از شهر بیان نمود. به دلیل گسترش شهر سنندج، بخش شرقی آن که محور ارتباط با پایتخت می‌باشد، فاقد محدوده تعریف‌شده‌ای است، که بتواند نقش و عملکرد مورد انتظار از یک ورودی را ایفا نماید. وجود کاربری های ناسازگار با مفهوم ورودی همچون آهنبری، سنگ بری، ابزارآلات فروشی، تعمیر خودرو و باسکول و … فضایی نامطلوب را در هنگام ورود به شهر نمایان می سازد. از طرفی وجود پل تاریخی قشلاق که که مربوط به دوره صفویه است و تا چهار پنج دهه گذشته برای رفتن به استان های همجوار شرقی استان از روی آن تردد می نمودند، امروزه هیچ گونه توجهی به آن نمی شود و دهانه های پل به مکانی برای تجمع کولی ها و معتادان بدل شده است. و به فضایی مطرود از دیدگاه ساکنین شهر تبدیل شده است. از طرفی رودخانه قشلاق نیز که همواره در زیر پل جاری بوده است از سال 2012 متاسفانه خشک شده است و مکانی بس وسیعتر را در اختیار گروه های بزه قرار داده است.

پیشنهاد: محدوده ورودی سنندج که دارای پتانسیل های بیشماری همچون کوه (گردنه صلوات اباد)، که می تواند به عنوان نظر گاه شهر مورد استفاده قرار گیرد. باغات و مزارعی که در دوباندی ورود به شهر قرار گرفته تماما فرصت است. از طرفی با منظر سازی بر روی سیلوی شهر که همچون کوهی قدبرافراشته ام غبار کهنگی از ظاهرش پیداست می تواند به عنوان نشانه بصری ورود به شهر احیا شود و نیز توجه و رسیدگی به مرمت پل قشلاق و احیای هرچه سریعتر رودخانه قشلاق و تبدیل محوطه اطراف پل و رودخانه به فضایی تفریحی توریستی گردشگری و ….

تونل-یگردنه-صلوات-اباد

 

بو-رودخانه-خشک-قشلاق

شهر دلخواه من شهری است برای همه

ایده‌پرداز: گروه نواندیشان ترشیز نوین از “کاشمر”(خراسان رضوی)

شرح مشکلات: عدم وجود مشارکت مدنی و فراهم کردن زمینه‌ی تحقق آن توسط ارگان‌های دخیل در امر مدیریت شهری

پیشنهاد: استفاده از گروه هایی متشکل از مردم و مسیولین شهری در داخل فضاهای مجازی (به طور مثال تلگرام) جهت ایجاد ارتباطی مستقیم و دوسویه بین شهروندان و مجموعه مدیریت شهری جهت نهادینه کردن و ارتقای شاخص های حکمروایی شهری خوب

 

شهر دلخواه من شهری است با روح جمعی

ایده‌پرداز: بهرنگ کلانتری از تهران

درشهر من بسترهای مشارکت، تعاملات، مراودات، حس تعلق مکانی، هویت شهری، سرزندگی، شهروندی و تصمیم گیری در امور شهر در حال رنگ باختن است. شهر من بیش از آنکه به شهروندان خود تعلق داشته باشد. به فضایی بیگانه برای شهروندانش تبدیل شده است، چرا که فضاهای عمومی و عرصه های جمعی شهر در حال ناپدید شدن است و فضاهای خصوصی در آن روز به روز گسترش می یابد و شهروندان بیشتر ساعات زندگی خود را در فضاهای خصوصی می‌گذرانند. به واسطه ی خانه های شخصی، خودرو، رایانه، دفاتر و مراکز خرید، زندگی همگانی در شهر من در حال ناپدید شدن می باشد.

پیشنهاد: گسترش فضاهای عمومی در شهر من می تواند کالبد شهر و روح شهر رابه یکدیگر پیوند دهد؛کالبد شهر همان ساختمان ها، زیرساخت ها، تجهیزات و تاسیسات و… است. اما روح شهر برخاسته از مردمانی و شهروندانی است که در آن شهر زندگی می کنند. با ایجاد فضاهای عمومی می توانیم بستری برای مشارکت ،تعامل، سرزندگی، هویت و حس تعلق مکانی، شهروندی و… را فراهم کنیم. با شکل گیری فضاهای عمومی موفق در شهر من، شهروندان در آن به کنش با یکدیگر و با فضا خواهند پرداخت و شهری مطابق با خواست خود را شکل خواهند داد.

میدان-7-تیر

من، شهرم را “سبز” می‌سازم

ایده پرداز: داوود از شهر جلفا(استان آذربایجان شرقی)

شهر جلفا در کنار رود ارس و در فاصله چند صد متری این رود قرار دارد. با این وجود مسئولان شهرداری و همچنین منطقه آزاد ارس نتوانسته اند به طور بهینه از آب رود ارس برای توسعه فضای سبز شهر استفاده کنند. این در حالی است که هنوز کشور ایران نتوانسته از حق آبه قانونی خود از رود ارس استفاده کند.

یشنهاد می شود مشابه سیستم دسترسی به آب رود ارس که تنها در یکی از خیابان های شهر جلفا قابل دسترس است، شهروندان بتوانند در کل شهر به آب رود ارس برای آبیاری فضای سبز و یا باغچه های منازل استفاده کنند.

sdfs

من، شهرم را “زیبا” می‌سازم

نویسنده و ایده پرداز: مهیار ذاکرجعفری-لاهیجان(استان گیلان)

یکی از مشکلاتی که در شهر بنده به کرات دیده میشه کثیفی و آلودگی بصری کافوهای برق و مخابراته. اکثر این کافوها به جهت چسباندن آگهی و تراکت بر روی آنها چهره ای بسیار زشت و زننده پیدا نمودند که تاثیر منفی بر مخاطب و عابرین در شهر دارد.

بنده پیشنهاد می کنم بر روی این کافوها نقاشی های زیبا صورت بگیره تا ذهن عابر در فضای شهری و رفت و آمدهای روزانه کمی آرامش پیدا کنه. طرح های زیادی میشه بر روی کافوها اجرا کرد. در نمونه چند طراحی خودمو ارسال می کنم:

Lahij

photo_2015-10-26_15-59-04

photo_2015-10-26_15-59-08

photo_2015-10-26_15-59-14

شهر دلخواه من شهری است سبز

ایده پرداز: ناشناس

نخل های بم

مدتی بعد از زلزله بم زمزمه هایی به گوش رسید که حاکی از ثبت جهانی منظر فرهنگی بم بود. به همین دلیل اجازه تغییر کاربری باغی به مسکونی و تجاری با محدودیت های فراوانی روبرو شد، اما متأسفانه در حال حاضر شاهد مواردی هستیم که برخی مردم برای اینکه بتوانند امکان تغییر کاربری داشته باشند دست به اقدام بسیار غیر اخلاقی زده ­اند و با خشک کردن درختان نخل از شهرداری مجوز تغییر کاربری می­ گیرند. به نظر من نیاز هست که برای صاحبان باغاتی که خشک می­ شوند جریمه­ ای در نظر گرفته شود تا از این اتفاق جلوگیری شود.